تبلیغات در سایت 09196235053 پرشین سرویس

حضرت امیرالمؤمنین(علیه‎السلام) علاوه برای این که اعمال تک تک کارگزارانش را زیر نظر داشت و توصیه‎هاى لازم را به آنها مى‎کرد، در بعضى از مواقع بخشنامه‎هایى در زمینه‎هاى گوناگون صادر مى‎کرد که ما چند نامه حضرت را در این باره نقل مى‎کنیم:

۱- بعد از مرگ عثمان و بیعت مردم با حضرت، ایشان طىّ نامه‎اى به فرماندهان لشکر که در گوشه و کنار کشور اسلامى پراکنده بودند و مسؤولیت حفظ و اداره مناطق خود را به عهده داشتند، چنین نوشت:

امّا بعد، فانّما اهلک من کان قبلکم انّهم منعوا النّاس الحقّ فاشتروه واخذوهم بالباطل فاقتدوه(۱)؛ آنچه باعث هلاکت کسانى که قبل از شما بودند گردید، این بود که آنان، مردم را از حقّ محروم کردند، پس آن را فروختند (و رها کردند و یا با رشوه خریدند) و آنها را به باطل گرفتار کردند، پس مردم نیز پیروى کردند.

یعنى، جلوگیرى امرا، فرماندهان و حکّام از حق، باعث گرایش مردم به باطل گردید و این امرا هستند که مى‎توانند مردم را در جهت صحیح قرار داده، آنان را از انحراف باز دارند.

۲- حضرت امیرالمؤمنین طىّ بخشنامه‎اى به کارگزاران خود دستور داد که باید احترام مسلمانان را مراعات کنند، اما این بدان معنا نیست که تسلیم توقّعات غلط آنها شوند.

آنچه باعث هلاکت کسانى که قبل از شما بودند گردید، این بود که آنان، مردم را از حقّ محروم کردند، پس آن را فروختند (و رها کردند و یا با رشوه خریدند) و آنها را به باطل گرفتار کردند، پس مردم نیز پیروى کردند.

امام صادق(علیه‎السلام) مى‎فرماید که حضرت امیرالمؤمنین به کارگزاران خود چنین مى‎نوشت:

لا تسخروا المسلمین و من سالکم غیر الفرضیة فقد اعتدى فلا تعطوه(۲)؛ مسلمانان را مسخره نکنید و هر کس بیشتر از آنچه مقرّر شده است، از شما طلب کرد، از مرز خود تجاوز کرده است، پس به او چیزى ندهید.

یعنى مساوات را درباره حقوق مسلمانان مراعات کنید و از مرز عدالت خارج نشوید.

نهج البلاغه

۳- حضرت درباره جلوگیرى از اسراف و صرفه‎جویى در بیت المال، در نامه‎اى به تمام کارگزاران خود نوشت:

ادقّوا اقلامکم و قاربوا بین سطورکم واحذفوا عنّى فضولکم و اقصدوا قصد المعانى و ایّاکم و الاکثار فانّ اموال المسلمین لاتحتمل الاضرار(۳)؛ نوک قلم‎هاى خود را تیز کنید و خطوط را نزدیک بنویسید و کلمات اضافى براى من ننویسید و به معانى توجّه کنید و از زیاده‎روى برحذر باشید، زیرا اموال مسلمانان تحمّل ضرر را ندارد.

۴- حضرت در بخشنامه‎اى درباره نماز، اوقات آن را تعیین نمود و در آخر این گونه به آنها توصیه کرد:

و صلّوا بهم صلاة اضعفهم ولا تکونوا فتّانین(۴)؛ ونماز بخوانید به صورتى که حال ضعیف‎ترین افراد را (با کوتاه کردن نماز) مراعات کنید و باعث فتنه و فساد نباشید(با طول دادن نماز و ایجاد مشقّت براى مامومین آنان جماعت را ترک کرده و یا باعث بطلان نمازشان گردد).

۵- حضرت در نامه‎اى که به فرماندهان لشکر و مرزبانان نوشت، حقوق متقابل حاکم و کارگزارانش را یادآورى نمود و در ابتدا فرمود:

مسلمانان را مسخره نکنید و هر کس بیشتر از آنچه مقرّر شده است، از شما طلب کرد، از مرز خود تجاوز کرده است، پس به او چیزى ندهید.

امّا بعد، فانّ حقّا على الوالى ان لایغیّره على رعیّته فضل ناله و لا طول خصّ به و ان یزیده ما قسم الله له من نعمه دنوّا من عباده و عطفا على اخوانه؛ سزاوار است کارگزار را فضلى که به او رسیده و نعمتى که به او اختصاص داده شد، سبب تغییر حال او بر رعیّت نشود (مقام، او را به آزار دیگران واندارد) و نعمت‎هایى که خداوند بهره او گردانیده است، وى را به نزدیکى بیشتر با بندگان خدا و مهربانى فزونتر بر برادرانش وادارد.

سپس درباره حقوق متقابل فرمود:

آگاه باشید حقّ شما بر من این است که رازى را از شما پوشیده ندارم، مگر در جنگ و کارى را بدون مشورت با شما انجام ندهم، مگر در حکم شرعى و در رساندن حقّى را که بجاست کوتاهى نکنم و از آن قبل از تمام کردنش دست برندارم و این که شما در حقّ، نزد من برابر باشید. پس هرگاه رفتار من با شما چنین شد، بر خداست که نعمت را بر شما تمام کند و حقّ من بر شما پیروى و فرمانبردارى است و این که از فرمان من سرپیچى نکنید و در کارى که صلاح بدانم کوتاهى ننمایید و در سختی‎هاى راه حق فرو روید. پس اگر شما اینها را درباره من به جا نیاورید، کسى از کجرو شما نزد من خوارتر نیست . پس او را به کیفر بزرگ مى‎رسانم و نزد من، رخصت و رهایى براى او نمى‎باشد و شما این پیمان را از سران (زیر دست) خود بگیرید و از خود به ایشان، چیزى را که خداوند به آن، کار شما را اصلاح مى‎فرماید، ببخشید. والسلام.(۵)


پی‎نوشت‎ها:

۱- نهج السعادة، ج ۴، ص ۲۹/ معادن الحکمة، ج ۱، ص ۳۰۴/ نهج البلاغه صبحى صالح، نامه ۷۹، ص ۴۶۶٫

۲- نهج السعادة، ج ۴، ص ۳۱/ تهذیب الاحکام، ج ۷، ص ۱۵۳٫

۳- نهج السعادة، ج ۴، ص ۳۰/ خصال صدوق، ص ۳۱۰/ بحارالانوار، ج ۴۱، ص ۱۰۵٫

۴- نهج البلاغه صبحى صالح، نامه ۵۲، ص ۴۲۶ / فیض الاسلام، ص ۹۸۶٫

۵- نهج البلاغه فیض الاسلام، نامه ۵۰، ص ۹۸۲ و صبحى صالح، ص ۴۲۴ و وقعه صفین با اندکى تغییر در عبارات ، ص ۲۰۷٫

برگرفته از سیماى کارگزاران امیرالمومنین على علیه‎السلام، ج ?، حجة الاسلام والمسلمین على اکبر ذاکرى .

برچسب : ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،
authorنوشته: admin dateتاريخ : شهریور ۱۷م, ۱۳۸۸