تبلیغات در سایت 09196235053 پرشین سرویس

میوه قلب پدر

در خیمه های حسین گردیده محشر
عازم به میدان شده علی اکبر
آئینة خَیرُالوَراست آیینه و قرآن کجاست
در خیمه ها در حال غش افتاده لیلا
آه و واویلا، آه و واویلا «تکرار»

فرزند زهرا شده آتش به خرمن
علی اکبر روَد کفن به گردن
او در شجاعت حیدرست سر تا به پا پیغمبرست
عازم سوی معراج مثل ماه بطحا
آه و واویلا، آه و واویلا «تکرار»

ای یوسف از گرگان صحرا حذر کن
برگرد و بر حال من یکدم نظر کن
ای میوه ی قلب پدر آهسته تر آهسته تر
باب غریبت می شود تنهای تنها
آه و واویلا، آه و واویلا «تکرار»

آهسته برو میدان، ای میوة قلب من
تا چیده شوی از شاخ، آماده شده دشمن
خواهم که تماشای تو کنم
سیر قد و بالای تو کنم
آرام دل لیلا در آهم و در غوغا «تکرار»

آرام دل

خویت به علی مانَد، رویت به شه بطحا
کوتاهی عمر تو، ارث تو شد از زهرا
خواهم که تماشای تو کنم
سیر قد و بالای تو کنم
آرام دل لیلا در آهم و در غوغا «تکرار»

بازار عشق

بازار عشق و عاشقی رونق گرفته
اکبر به کف جان بهر دین حق گرفته
خون سر او تاج او
میدان شده معراج او
محشر به پا شد «تکرار»

در نوبهار عمر و در فصل جوانی
شد عازم میدان به شوق جانفشانی
صد چشم تر دنبال او
صد نیزه استقبال او
محشر به پا شد «تکرار»

اهل حرم از خیمه ها بیرون دویدند
با دیده از باغ رخ او گل بچیدند
هم جان به میدان می بَرد
هم از حرم جان می بَرد
محشر به پا شد «تکرار»

ماهی به سوی هاله ی عقرب روان شد
بر آخرین دیدار او زینب روان شد
مجمر به کف از سینه اش
عودش دل آئینه اش
محشر به پا شد «تکرار»

از نزد من در محضر خَیرُالبَشر رو
ای مه برو، اما کمی آهسته تر رو
ای بر علی نور دو عین
ای میوه ی قلب حسین
محشر به پا شد «تکرار»

قیامت

یوسف من سوی یعقوبت نظر کن
از هزاران گرگ این صحرا حذر کن
من غریبم، من غریبم، من غریبم «تکرار»

کرده ای محشر به پا زین قد و قامت
قامت تو می زند کوس قیامت
من غریبم، من غریبم، من غریبم «تکرار»

گر ببینم جسم چاکت من چه سازم
در غمت، با خنده ی دشمن چه سازم
من غریبم، من غریبم، من غریبم «تکرار»

کِی پسر اشک پدر را می پسندد؟
گر تو لبخندی زنی دشمن نخندد
من غریبم، من غریبم، من غریبم «تکرار»

خورشید

آه، پاره ی جگرم می روی از برم
اما ای پسرم آهسته آهسته

آه، رفتی ای مه، برو پیش من ره برو
سوی الله برو آهسته آهسته

آه، ای همه امیدم بین موی سفیدم
روی تو خورشیدم آهسته آهسته

آه، ای همه حاصلم ای شمع محفلم
می شوی قاتلم آهسته آهسته

خال لب

روَد ای هاشمیان، اکبر من میدان
همه گیرید به کف، آینه با قرآن
این جگر پاره ی من هست و به نَخلم ثمَرست
حَجَرالأسوَدِ من خالِ لبِ این پسرست
پسرم آهسته

ای همه حاصل من، روشنای دل من
گر بمانم داغت می شود قاتل من
حاصل عمر منی و همه ی دلخوشی ام
ای مسیحا نفسم از چه ز غم می کشی ام
پسرم آهسته

روی تو چون ماهست، چون رسول الله ست
همچنان مادر من، عمر تو کوتاه ست
ماهِ رُخسار تو گر یوسف کنعان بیند
تا اَبد سُفره ی زیبایی خود برچیند
پسرم آهسته

برو ای ماه، برو، گر کِشم آه، برو
تا ببینم قد تو، پیش من راه برو
بسته ی موی تو ای سلسله گیسو آیم
گر روی بر سر تو با سر زانو آیم
پسرم آهسته

پریشان

ای روشنای دیده ام، ز چشم من، مرو
ای سرو قد کشیده ام، از این چمن، مرو

الا ای یوسف زهرا حذر از این بیابان کن
نگاهی هم ز دنبالت به یعقوب پریشان کن
آهسته تر برو، آهسته تر برو، آهسته تر برو «تکرار»

پدر پی پسر روان، زن ها پی پدر
زینب بیا که دل کَنَد، این پدر از پسر

ببینید احمد ثانی به معراجش شده عازم
بیایید از پی دیدن جوانان بنی هاشم
آهسته تر برو، آهسته تر برو، آهسته تر برو «تکرار»

ای نخل سربلندم که بالا گرفته ای
از آب دیده گان من، تو پا گرفته ای

همه صحرا پُر از گرگ است و این یوسف بود تنها
یقین لیلا ز داغ تو شود مجنون این صحرا
آهسته تر برو، آهسته تر برو، آهسته تر برو «تکرار»

تپش های دل

امید دل من کجا می روی
صدای تَپِش های دل نشنوی
علی جان علی علی جان علی
اُمید منی، اُمید منی

ندانی چه ها می کنی با دلم
به آتش چرا می کشی حاصلم
علی جان علی علی جان علی
اُمید منی، اُمید منی

سبک تر گذر کن که عمر منی
شکسته دلم، بیش ازین نشکنی
علی جان علی علی جان علی
اُمید منی، اُمید منی

مگر عقده از کار دل وا کنم
برو راه، تا من تماشا کنم
علی جان علی علی جان علی
اُمید منی، اُمید منی

قطعه مرثیه

در خیمه بود دست پدر سوی آسمان
ناگه ز رزمگاه صدای پسر شنید

بر پُشت زین نشست و بدان سوی روی کرد
اما نَسیم وار، پی اش عمه می دوید

می خواست بلکه بار دگر زنده بیندش
«یارب مکن امید کسی را تو ناامید»

با زانو آمد و به سر نعش او نشست
او را به بر کشید و زدل آه بر کشید

تا در کنار نعش پسر جا پدر گرفت
در یک اُفُق قِرانِ مه و مِهر شد پدید

می رفت تا پدر برود همره پسر
زینب اگر کنار برادر نمی رسید

منبع: کتاب یک دم از علی انسانی

authorنوشته: admin dateتاريخ : دی ۱۵م, ۱۳۸۷
entry نظرات دیگران در مورد این مطلب

خیلی عالی است

متشکرم از سایت بسیار مفیدتان

علی از کابل