عضویت در سایت
پخش محصولات مذهبی
جهت خرید عمده محصولات مذهبی با ما تماس بگیرید. پخش انواع نرم افزارهای اورجینال مذهبی در سراسر کشور. 09196235053پربازدید ترین ها
- دانلود سخنرانی های حاج آقای دانشمند – ۱ - 31,669 views
- دانلود آهنگ های سریال حضرت یوسف علیه السلام - 27,387 views
- یاد امام و شهدا دل رو می بره کرببلا - 25,480 views
- زنگ مذهبی موبایل – ۴۵ قطعه منتخب- ویژه ماه محرم ۱۳۸۷ - 24,945 views
- گلچین دشتی- حاج محمود کریمی - 20,125 views
- حس غریب – علی لهراسبی – در فراق امام زمان (عج) - 18,060 views
- شهادت امیرالمومنین(ع)- حاج محمود کریمی ۸۶ (با لینکهای مستقیم) - 15,844 views
- توبه علی گندابی – داستانی بسیاری زیبا و شنیدنی - 13,180 views
- آهنگ و تم و تصاویر متحرک و ثابت ویژه محرم ۱۳۸۷ - 12,147 views
- دانلود دعای افتتاح و جوشن کبیر به مناسبت شب های قدر و احیا - 10,880 views
-
آخرین مطالب سایت
- مجموعه ۷۰ تصویر زیبا با موضوع حضرت “علی” (ع) – با کیفیت عالی
- ۴۰ تصویر زمینه بسیار زیبا با موضوع ” الله “
- ۲۰ ترانه زیبا در وصف پیامبر اکرم (ص)
- دانلود آلبوم زیبای “امت من” با صدای سامی یوسف My Ummah
- گلچین مولودی های ولادت حضرت محمد (ص) – ۸۶
- اس ام اس های ویژه ولادت پیامبر اکرم (ص) و امام صادق (ع)
- تیتراژ سریال سالهای مشروطه
- دستگیری حاج حسین غفوریان (تاپ لیدر گلد کوئست در ایران)
- ۱۲۵ فایل صوتی و تصویری مناجات با امام زمان از تمامی مداحان
- خصوصیت حکومت جهانی موعود
لینکستان
مطالب خواندنی و جالب در وب- لپتاپها و کلاس درس
- قزل آلای بدنساز!
- «برند»بازی در شبکه اجتماعی عشاق برندها!
- ادبیات، روزنهای برای مشاهده وجه انسانی پزشکی
- نوستالژیبازی
- تلویزیونهای سهبعدی، پدیده داغ سال ۲۰۱۰
- سونی با Move به «وی» نینتندو و «ناتال» مایکروسافت پاسخ داد
- موضوع پیچیدهتر از این حرفهاست! رابطه سروتونین و افسردگی به همین سادگیها نیست!
- مروری بر نامزدها و برنده بهترین انیمیشنهای کوتاه اسکار ۲۰۱۰
- با «بازی» در «باز»های دیگران سرک بکشید
دستهها
- Uncategorized
- ائمه اطهار
- اخبار
- ادعيه و زيارت
- اشعار
- تصاویر مذهبی
- تیتراژ فیلم و سریال
- سخنرانی ها و کتب علما
- سرودها
- فال حافظ
- فروشگاه اینترنتی تکدید
- قالب مذهبی
- قرآن
- مداحی
- آهنگران
- ابراهيم رحيمي
- ابراهیم رهبر
- احمد واعظی
- اسلام میرزایی
- بنی فاطمه
- بیت نزار القطری
- جواد مقدم
- حاج قربان
- حاج منصور ارضی
- حسن خلج
- حسین سیب سرخی
- حمید علیمی
- روح الله بهمنی
- روضه
- سعید حدادیان
- سلحشور
- سید جواد ذاکر
- عبدالرضا هلالی
- محمد حسین حدادیان
- محمد رضا طاهری
- محمود کریمی
- مختاری
- مرحوم کوثری
- مهدی اکبری
- ميرداماد
- نریمان پناهی
- نماهنگ ها
- نوحه آذري
- مقالات
- موبايل
- موسیقی
- ويژه نامه ها
- کتاب
برچسبها
امام جواد امام حسن امام رضا امام زمان امام علی ترتیل قرآن حاج محمود کریمی حضرت علي حضرت علی دانلود ترتیل قرآن دانلود روضه دانلود سخنرانی دانلود سخنرانی رحیم پور ازغدی دانلود مداحي دانلود مداحی دانلود نوحه دانلود نوحه حضرت علي رحیم پور ازغدی روضه سخنرانی سخنرانی دولابی سخنرانی رحیم پور ازغدی سخنرانی مذهبی سخنرانی مرحوم دولابی سخنرانی های مرحوم دولابی سی دی مذهبی شب قدر شهادت امام رضا شهادت حضرت علي شهادت حضرت علی علی فروشگاه مذهبی ماه رمضان محرم 88 مداحي مداحی مداحی تصویری مرحوم دولابی مناجات با امام زمان نوحه نوحه تصویری نوحه جدید ویژه نامه ماه مبارک رمضان يا علي یا علیآرشیو ماهانه
تبلیغات متنی در سایت
معرفی یاران و اصحاب شهید امام حسین علیه السلام
در این مقاله به بررسی نامهای تک تک اصحاب امام حسین علیه السلام در کربلا و توضیح مختصری در مورد آن یاران عزیز میپردازیم.
شهادت اصحاب امام علیه السلام
عمربن سعد نزدیک به یاران امام شد و ذوید(۱) را صدا کرد و گفت: پرچم را نزدیک آر، او پرچم را نزدیک آورد، پس عمربن سعد تیر را بر کمان نهاد و به سوى یاران امام انداخت و گفت: گواه باشید که من اول کسى بودم که به سوى آنان تیر انداختم!! سپس دیگران نیز تیر بر کمان نهاده و اصحاب امام را نشانه رفتند(۲)، که بعد از این اقدام، کسى از یاران امام حسین علیهالسلام نماند که از آن تیرها به او اصابت نکرده باشد، و همین امر باعث شد تا پنجاه تن از یاران امام حسین علیهالسلام به شهادت برسند.(۳)

پس امام علیهالسلام به یارانش فرمود: این تیرها فرستادگان این جماعت است! بپا خیزید و بشتابید به سوى مرگى که از آن چارهاى نیست، خداى شما را بیامرزد.
پس اصحاب آن حضرت قسمتى از روز را پیکار کردند تا آن که گروه دیگرى از یاران امام شهید شدند.(۴)
نامهاى شهداى حمله اول
ابن شهر آشوب تعداد شهداى اصحاب امام را در حلمه اول، چهل نفر ذکر کرده است که نام بیست و هشت نفر از آنها را برده است و سپس مىگوید: ده نفر آنها از موالى حسین علیهالسلام و دو نفر از موالیان امیرالمؤمنین بودهاند(۵)، ولى ما براى آوردن ترجمه مختصرى از هر کدام آنها، در اینجا نامهاى آنان را از کتاب «ابصار العین» سماوى ذکر مىکنیم، که بعضى از آنان بر اساس نقل دیگران در حمله اول شهید نشدهاند و موارد اختلاف ذیلا مذکور گردیده است:
۱ – ادهم بن امیه:از شیعیان بصره بود که در خانه ماریه(۶) اجتماع مىکردند، او با یزید بن ثبیط از بصره به مکه آمد و به امام علیهالسلام پیوست.(۷)
۲ – امیْ بن سعد: او از اصحاب امیرالمؤمنین علیهالسلام و از تابعین و ساکن کوفه بوده، و چون از آمدن امام حسین علیهالسلام به کربلا آگاهى یافت، در ایام مهادنه(۸) به خدمت امام حسین آمد.(۹)
۳ – بشر بن عمر: او از تابعین بود و دلاورى فرزندان او در جنگها معروف است، در ایام مهادنه به خدمت امام علیهالسلام آمد.(۱۰)
۴ – جابر بن حجاج: جابر از یاران شجاع امام حسین علیهالسلام بوده و قبل از ظهر روز عاشورا به شهادت رسید.(۱۱)
۵ – حباب بن عامر: او در کوفه سکونت داشته و از شیعیان است، و با مسلم بن عقیل بیعت کرده و در بین راه به امام علیهالسلام ملحق گردید.(۱۲)
۶ – جبلة بن على: از شجاعان کوفه و از ابتداى امر با مسلم بود و سپس نزد امام حسین علیهالسلام آمد.(۱۳)
۷ – جنادة بن کعب: از مکه مصاحب امام بود و او و خانوادهاش به همراه امام به کربلا آمدند.(۱۴)
۸ – جندب بن حجیر کندى: او از بزرگان و سرشناسان شیعه و از اصحاب امیرالمؤمنین علیهالسلام بود، و در بین راه قبل از برخورد امام با حربن یزید به خدمت آن حضرت رسید و به کربلا آمد. اهل سیر گفتهاند که او در آغاز جنگ به شهادت رسید، بعضى فرزند او حجیر بن جندب را گفتهاند که در همان آغاز حمله شهید شدند ولى ثابت نشده است که با پدرش شهید شده باشد.(۱۵)
۹ – جوین بن مالک: او شیعه و در میان قبیله بنى تمیم بوده است، و با آنان براى جنگ با امام حسین علیهالسلام بیرون آمد! و چون ابن سعد شرط هاى امام را نپذیرفت، او نیز همانند گروه دیگرى دست از سپاهیان کوفه کشیده و شب هنگام(۱۶) به سوى اردوى امام کوچ کرد.(۱۷)
۱۰ – حارث بن امرئ القیس: او از شجاعان بنام بود و شهرتى در جنگها به دست آورده بود، و با سپاه عمر بن سعد به کربلا آمده بود! و چون آنها کلام امام حسین علیهالسلام را نپذیرفتند، به امام پیوست.(۱۸)
۱۱ – حارث بن نبهان: پدر او نبهان – بنده حمزة بن عبدالمطلب – سوارى شجاع بود، و فرزندش حارث از پیوستگان به امام على و امام حسن علیهالسلام بود و یا امام حسین علیهالسلام به کربلا آمد و شهید شد.(۱۹)
۱۲ – حجاج بن بدر: او اهل بصره است، و همان کسى است که پاسخ نامه امام علیهالسلام را از بصره به خدمت امام در کربلا آورد؛ این نامه را امام به مسعودبن عمر نوشته بودند، و حجاج بن بدر با امام بود تا در اولین حمله پیش از ظهر عاشورا به شهادت رسید، و بعضى شهادت او را بعد از ظهر ضمن مبارزه ذکر کردهاند.(۲۰)
۱۳ – حلاس بن عمرو: او و برادرش نعمان از اصحاب امیرالمؤمنین علیهالسلام هستند و حلاس در کوفه فرمانده نیروهاى آن حضرت بوده است. او ابتدا با سپاه عمربن سعد به کربلا آمده بود و چون عمربن سعد شرائط امام را نپذیرفت او شبانه به اردوى امام حسین علیهالسلام پیوست.(۲۱)
۱۴ – زاهر بن عمرو: شجاعى با تجربه و دلاورى مشهور و از دوستان معروف اهلبیت بود، او از یاران عمرو بن الحمق – صحابى معروف – بشمار مىرفت، و چون زیاد بن ابیه در طلب عمرو بن الحمق برآمد، زاهر با او بود و در قول و فعل با او مصاحبت داشت، آنگاه که معاویه عمرو را تعقیب مىکرد، در تعقیب زاهر نیز بود، و سرانجام عمرو بن الحمق به دست معاویه به قتل رسید و زاهر خود را پنهان مىکرد، و در سال شصت هجرى چون مناسک حج را بجاى آورد، با امام علیهالسلام ملاقات کرد و همراه امام به کربلا آمد.(۲۲)
۱۵ – زهیر بن سلیم: انگاه که سپاه کوفه تصمیم به جنگ با امام علیهالسلام گرفتند، او از جمله کسانى بود که شب عاشورا به خدمت امام آمد و به اصحاب آن حضرت پیوست(۲۳) و همانند مشتاقان جنگید تا این که در حمله اول شهید شد و بعد از رسیدن به فیض شهادت به فیض دیگرى نیز نائل آمد و آن این که در زیارات ناحیه مقدسه سلام بر او آمده است.(۲۴)
۱۶ – سالم (غلام عامر بن مسلم ): او غلام عامر بود و در بصره سکونت داشت، و عامر از شیعیان آن شهر بشمار مىرفت، و هنگامى که یزید بن ثبیط با فرزندان خود و برخى دیگر در مکه به خدمت امام علیهالسلام آمدند، این دو نیز به همراه آنها به امام ملحق و با او به کربلا آمدند.(۲۵)
۱۷ – سالم بن عمرو: او اهل کوفه و از شیعیان بود، و در ایام مهادنه که هنوز کار امام علیهالسلام با سپاه کوفه به جنگ نیانجامیده بود، به کربلا آمد و به اصحاب امام ملحق شد.(۲۶)
۱۸ – سوار بن ابى حمیر: او نیز قبل از شروع جنگ به امام و یارانش ملحق شد، و در حمله اول مجروح گردید. او را سپاه کوفه اسیر کرده و نزد عمربن سعد بردند، عمربن سعد خواست او را به قتل برساند، خویشان او که در سپاه کوفه بودند از ابن سعد خواستند که او را آزاد نماید، و چون او مجروح شده بود پس از شش ماه به شهادت رسید و در عبارت زیارت ناحیه آمده است: «السلام على الجریح المأسور سوار بن ابى حمیر الفهمى».(۲۷)
۱۹ – شبیب بن عبدالله: او دلاورى شجاع بود که با سیف و مالک فرزندان سریع به اردوى امام علیهالسلام پیوسته است و قبل از ظهر روز عاشورا از جمله کسانى بودکه در حمله اول شهید شدند.(۲۸)
۲۰ – عائذ بن مجمع: او به همراه پدرش مجمع بن عبدالله در بین راه به امام علیهالسلام ملحق شد و حر بن یزید خواست نگذارد، امام علیهالسلام فرمود: اینها یاران منند و نباید آنها را از این کار بازدارى.
آنها به امام علیهالسلام ملحق شدند و راهنماى آنها طرماح بود؛ و صاحب «حدائق» او را در شمار شهداى حلمه اول ذکر کرده و دیگران گفتهاند با پدرش در یک جا شهید شدند و این قبل از حلمه اول در آغاز جنگ بوده است.(۲۹)
۲۱ – عامر بن مسلم: از اهل بصره و از شیعیان بود، به همراه غلامش سالم با یزید بن ثبیط از بصره به مکه آمده و به امام علیهالسلام ملحق گردید.(۳۰)
۲۲ – عبدالله بن بشیر: او از مشاهیر دلاوران و از حامیان حق بشمار مىرفت، نام او و پدرش در جنگها مشهور است؛ عبدالله بن بشیر با لشکر عمر بن سعد به کربلا آمد و قبل از شروع قتال به امام علیهالسلام پیوست و در اولین حمله قبل از ظهر عاشوار به شهادت رسید.(۳۱)
۲۳ – عبدالله بن یزید: او به همراه پدرش از بصره به مکه آمد و به خدمت امام علیهالسلام رسید، سپس به همراه آن حضرت به کربلا آمده است.(۳۲)
۲۴ – عبیدالله بن یزید: او نیز به همراه پدرش یزید بن ثبیط و برادش و گروهى دیگر از اهل بصره در مکه به امام علیهالسلام ملحق شدند.(۳۳)
۲۵ – عبدالرحمن بن عبد الرب: او از اصحاب رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم و از مخلصین اصحاب امیرالمؤمنین علیهالسلام است، هنگامى که على علیهالسلام در رحبه کوفه از مردم خواست کسى که در غدیر خم حاضر بوده و حدیث غدیر را شنیده بپاخیزد و شهادت دهد، او به همراه گروهى دیگر برخاسته و گفتند: از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم شنیدیم که مىفرمود: «خداى عزوجل ولى من است و من ولى مؤمنین، پس هر کس من مولاى او هستم على مولاى اوست، خدایا دوست بدار کسى را که او را دوست مىدارد و دشمن بدار کسى که او را دشمن مىدارد»؛ على علیهالسلام او را تربیت کرده و قرآن تعلیم او نموده؛ او از مکه همراه امام حسین علیهالسلام بوده و به کربلا آمده است.(۳۴)

۲۶ – عبدالرحمن بن مسعود: او و پدرش از معروفین شیعه و از شجاعان مشهور بودند، با عمربن سعد به کربلا آمدند و قبل از آغاز جنگ به خدمت امام حسین علیهالسلام رسیدند و بر او سلام کردند و نزد امام مانده و در حمله اول به شهادت رسیدند.(۳۵)
۲۷ – عمر بن ضبیعه(۳۶): او سوارى پیشتاز بود که با عمربن سعد به کربلا آمد و بعد به حلقه یاران امام علیهالسلام پیوست.(۳۷) این حجر در «اصابه» گفته است که عمرو بن ضبعه از نام آوران جنگها و مردى شجاع بوده است و افتخار درک رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم را دارد.(۳۸)
۲۸ – عمار بن حسان: از شیعیان مخلص و از شجاعان معروف بود، پدرش حسان از اصحاب امیرالمؤمنین علیهالسلام بود و در جنگهاى جمل و صفین در راه دفاع از آن حضرت مبارزه کرد و شهید گردید. عمار از مکه در خدمت امام حسین علیهالسلام بود و از آن حضرت جدا نشد تا در روز عاشورا در حمله اول به فیض شهادت نائل آمد.(۳۹)
۲۹ – عمار بن سلامه: از اصحاب رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم و از یاران على علیهالسلام در جنگها بود، و هنگامى که براى جنگ جمل همراه حضرت مىرفتند از آن حضرت سؤال کرد: وقتى با اصحاب جمل روبرو شدى چه خواهى کرد؟ امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: آنها را به خدا و طاعت او دعوت مىکنم و اگر خوددارى کردند با آنها جنگ خواهمکرد، عمار گفت: آن کس که مردم را به سوى خدا خواند هرگز مغلوب نگردد. عمار بن سلامه در کربلا به خدمت امام حسین علیهالسلام آمد و در حمله او شیهد شد.(۴۰)
۳۰ – قاسم بن حبیب الأزدى: او از شیعیان کوفه بود و با سپاه عمر بن سعد به کربلا آمد، و قبل از آغاز جنگ به اردوى امام علیهالسلام پیوست.(۴۱)
۳۱ – قاسط بن زهیر(۴۲): او از اصحاب امیرالمؤمنین علیهالسلام و از جمله یاران امام حسن علیهالسلام بود و در کوفه ماند و در جنگها خصوصا در صفین حضور داشت. چون امام حسین علیهالسلام به کربلا آمد، شبانه به آن حضرت پیوست.(۴۳)
۳۲ – کردوس بن زهیر: از اصحاب على علیهالسلام بوده و همراه دو برادرش شبانه به امام حسین و کربلا پیوست.(۴۴)
۳۲ – کنانة بن عتیق(۴۵): او از پهلوانان کوفه و از زمره زاهدان و قاریان قرآن است. در کربلا به خدمت امام حسین علیهالسلام آمده و در حلمه اول شهید شد، و بعضى شهادت او را بعد از حمله اول ذکر کردهاند.(۴۶)
۳۴ – مسلم بن کثیر: از تابعین کوفه و از یاران امیرالمؤمنین علیهالسلام بود و در یکى از جنگها یک پاى او آسیب دید و معلول شد، و شاید به همین جهت او را «اعراج» مىگفتند. هنگامى که امام حسین علیهالسلام به کربلا وارد شد، از کوفه به سوى آن حضرت حرکت کرد و در کنار او به شهادت رسید.(۴۷)
۳۵ – مسعود بن حجاج: او و فرزندش از شیعیان معروف و از شجاعان مشهور بودند، و در ایام مهادنه به کربلا آمده خدمت امام علیهالسلام رسیدند و نزد امام ماندند و هر دو در اولین حمله به فیض شهادت رسیدند.(۴۸)
۳۶ – مقسط بن زهیر: او و دو برادرش از اصحاب امیرالمؤمنین علیهالسلام و از مجاهدان پیشتاز آن حضرت در جنگهاى جمل و صفین و نهروان بودند. چون امام حسین علیهالسلام به کربلا آمد، شبانه به خدمت آن حضرت رسیده و به فیض شهادت نائل شد.(۴۹)
۳۷ – نصر بن ابى نیزر(۵۰): پدر او از فرزندان ملوک عجم یا از اولاد نجاشى است و فرزند او – نصر – بعد از امام على و امام حسن علیهالسلام در خدمت امام حسین علیهالسلام بود، و از مدینه همراه حضرت به مکه آمد و از آنجا به کربلا، و در آنجا به شهادت رسید. ابتدا سواره بود ولى اسب او را پى کردند، و در حمله اول به شهادت رسید.(۵۱)
۳۸ – نعمان بن عمرو الراسبى: او و برادرش از اهل کوفه و از اصحاب على علیهالسلام هستند، چون عمر بن سعد سخنان امام را نپذیرفت، شبانه به خدمت آن حضرت آمد و در کنار او به شهادت رسید.(۵۲)
۳۹ – نعیم بن عجلان: او و دو برادرش نضر و نعمان هر سه از اصحاب امیرالمؤمنین علیه السلام بشمار مىرفتند، و در جنگ صفین در رکاب آن حضرت بودند و از شجاعان و از شعرا بشمار مىرفتند، نضر و نعمان از دنیا رفتند و نعیم در کوفه باقى ماند؛ چون امام حسین علیهالسلام به سوى عراق آمد او به خدمت ایشان رسید و در روز عاشورا به عزم جنگ پیش آمد و در حمله اول به فیض شهادت نائل آمد.(۵۳)
۴۰ – زهیر بن بشر الخثعمى: صاحب مناقب او را از جمله شهداى حمله اول ذکر کرده است(۵۴) ولى در دیگر مصادر نام او یافت نشد.

نزول نصر
از امام صادق علیهالسلام نقل شده است که فرمود: از پدرم شنیدم که مىفرمود: چون اصحاب امام علیهالسلام با سپاه عمر بن سعد درگیر شدند و آتش جنگ برافروخته شد، به فرمان خدا فرشتگان آسمانها بر امام حسین فرود آمدند، و این مسأله امام را بر سر دو راهى قرار داد: پیروزى بر دشمنان و یا ملاقات خدا و شهادت، و آن بزرگوار، ملاقات خدا را برگزید.(۵۵)
استغاثه
در این هنگام امام علیهالسلام فریاد بر آورد که:
“امَا من مُغیث یُغیثنا لوجه اللّه؟! اَما من ذاب یذبُّ عن حرم رسول الله ؟!
آیا فریادرسى هست که ما را به خاطر خدا یارى دهد؟! آیا مدافعى هست که از حرم رسول خدا دفاع نماید ؟!”(۵۶)
نامهاى سایر شهدا
پس از این که گروهى از یاران امام علیهالسلام که نامشان را قبلا یادآور شدیم در اولین حمله جان باختند و شربت شهادت نوشیدند، نوبت فداکارى به دیگر اصحاب و همچنین اهلبیت آن حضرت از بنىهاشم رسید که هر کدام به میدان رزم شتافته و به استقبال شمشیرها و نیزهها رفتند و لباس سرخ شهادت را به قامت خود پوشاندند و به لقاء الهى و رضوان خدا پیوستند و در جوار رحمت و الطاف حق آرمیدند که به ترتیب در آغاز نام اصحاب و سپس اهلبیت آن حضرت را ذکر خواهیم کرد:
۱- عبدالله بن عمیر(۵۷): او پدر وهب و مردى شجاع و شریف بوده و در کوفه سرائى نزدیک «بثر الجعد»(۵۸) همدان داشت، همسرش ام وهب است. او روزى به لشکرگاه کوفه در نخیله آمد و سپاه کوفه را مشاهده کرد که عازم حرکت به سوى کربلا هستند، سؤال کرد، به او گفته شد که این سپاه براى جنگ با حسین فرزند دختر رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم مىروند!
عبدالله بن عمیر گفت: به خدا سوگند من مشتاق جهاد با اهل شرک هستم و امیدوارم جنگ با این جماعت که با پسر دختر پیامبرشان مىجنگید، کمتر از جهاد با مشرکین از نظر ثواب، نباشد. پس نزد همسرش ام وهب آمد و او را از این ماجرا آگاه و تصمیم خودش را گوشزد کرد، همسرش گفت: درست اندیشیدهاى، خداوند تو را به بهترین راهها و درستترین اندیشهها راهنمایى کند، همین کار را بکن و مرا نیز با خود ببر.
پس شب هنگام همسرش را برداشت و حرکت کرد تا در کربلا به خدمت امام حسین علیهالسلام رسید.
و چون عمر بن سعد به سوى امام علیهالسلام تیر انداخت و سپاه کوفه به طرف اردوى امام تیر پرتاب کردند، غلام زیاد بن ابیه به نام «یسار» و غلام عبیدالله بن زیاد به نام «سالم» به میدان آمدند، و از سپاهیان امام مبارز طلب کردند، حبیب بن مظاهر و بریر بن خضیر از جاى برخاسته که به میدان بروند، امام حسین علیهالسلام مانع شد، عبدالله بن عمیر بپاخاست و از حضرت اجازه خواست، امام به او نظر کرد و او را مردى گندم گون و بلند بالا و داراى بازوانى قوى و سینهاى گشاده یافت، فرمود: گمان دارم که حریفان خود را از پاى درآورى، اگر مىخواهى به جانب آنان رو.
پس عبدالله بن عمیر به میدان شتافت، سالم و یسار که در میدان ایستاده بودند از نسب او سؤال کردند، او خود را معرفى نمود، آن دو گفتند: ما تو را نمىشناسیم! پس زهیر یا حبیب و یا بریر را به میدان طلب کردند، و یسار جلوتر از سالم ایستاده بود، عبدالله بن عمیر گفت: از جنگ با مردم ننگ دارى؟! هر کس به جنگ تو آید بهتر از تو خواهد بود. پس بر او حمله برد و او را با شمشیر زد تا او را به قتل رساند، و در آن هنگام که سرگرم مبارزه با او بود، سالم به او حمله کرد. یاران امام فریاد بر آوردند که: سالم آهنگ تو کرده است! او اهمیت نداد، و سالم با شمشیر بر او حمله کرد.
عبدالله بن عمیر دست خود را جلو آورد و انگشتان دست چپ او قطع شد، ولى به سالم امان نداد و او را شمشیر زد و کشت، و روى به سوى امام کرد و در برابر آن حضرت رجز مىخواند در حالى که هر دو حریف خود را کشته بود:
ان تنکرونى فانا ابن کلبحسبى ببیتى فى علیم حسبى انى امر ذو مرة و عصبو لست بالخوّار عند الحرب انى زعیم لک ام و هببالطعن فیهم مقدما و الضرب(۵۹)
پس ام وهب همسر عبدالله بن عمیر عمود خیمه را برگرفته و روى به سوى همسر خود آورد و گفت: پدر و ماردم به فدایت باد! در برابر این ذریه رسول خدا مبارزه کن.
عبدالله بن عمیر او را به سوى زنان باز گرداند، ام وهب لباس همسر خود را گرفته و مىگفت: هرگز تو را رها نمىکنم تا در کنارت کشته شوم.
عبدالله بن عمیر در حالى که دست راستش در اثر خون کشته شدگان به دسته شمشیر چسبیده بود و انگشتان دست چپ او قطع شده بودند، نتوانست همسرش را باز گرداند.
امام حسین علیه السلام آمد و فرمود: خدا شما خاندان را جزاى خیر دهد، به سوى زنان بازگرد و با آنان باش، خدا تو را رحمت کند، بر زنان جنگ نیست، پس او بازگشت.
عمرو بن حجاج زبیدى بر میمنه لشکر امام حمله کرد و یاران امام ایستادگى کردند، و شمر بر میسره حمله کرد ولى یاران امام استقامت مىکردند و با نیزه به آنها حمله مىبردند.
عبدالله بن عمیر – این مبارز شیر دل – که در میسره لشکر امام علیه السلام مىرزمید، گروهى از آنان را کشت. در این هنگام، هانى بن ثبیت حضرمى و بکیر بن حى تیمى بر او حمله برده و او را شهید کردند، پس سپاه عمر بن سعد به یکباره از سواره و پیاده به یاران امام حمله ور شدند و جنگ سختى در گرفت و اکثر اصحاب امام بر روى زمین افتادند، چون غبار میدان رزم فرو نشست، همسر عبدالله بن عمیر به سوى کشته او به راه افتاد و بر بالین او نشست و خاک از رخسار او پاک کرد و گفت: بهشت خدا تو را گوارا باد! از خدایى که بهشت را روزى تو کرد مىخواهم که مرا مصاحب تو در بهشت قرار دهد.
در این اثنأ شمر به غلامش دستور داد تا عمود خود را بر سر او فرود آورد، و در اثر این ضربه ام وهب به آرزوى خود رسید و در کنار همسر شهیدش جان داد.(۶۰)
۲ و ۳- سیف بن الحارث، مالک بن عبدالله(۶۱): این دو برادر مادرى به همراه غلامشان شبیب روز عاشورا هنگامى که امام حسین علیهالسلام را در آن حال مشاهده کردند، گریه کنان به خدمت امام آمده و به اردوى او ملحق شدند.
امام علیهالسلام به آنها فرمود: اى فرزندان برادرم! چرا مىگریید؟! به خدا سوگند بعد از گذشت ساعتى چشمانتان روشن خواهد شد.
گفتند: خدا ما را فداى تو گرداند، بر خود نمىگرییم بلکه گریه مىکنیم براى این که شما را در محاصره این گروه مىبینیم و قدرت نداریم تا به چیزى بیش از جانمان از تو حمایت کنیم!
امام علیهالسلام فرمود: خدا شما را به خاطر این همراهى و یارى، بهترین پاداشى که به متقین مىدهد، عطا نماید.
این دو برادر ایستاده بودند و حنظلة بن اسعد مردم کوفه را موعظه مىنمود و مبارزه کرد تا به شهادت رسید، آنگاه این دو برادر به سوى سپاه کوفه حرکت کرده و روى به امام حسین علیهالسلام نموده گفتند: السلام علیک یابن رسول الله! امام علیهالسلام فرمود: رحمت و سلام و برکات خدا بر شما باد.
پس در حالى که هماهنگ مبارزه مىکردند و یکى از دنبال دیگرى بود، هر دو به فیض شهادت نائل آمدند.(۶۲)
۴ – عمرو بن خالد الصیدواى(۶۳)؛
۵ – سعد مولاى عمرو(۶۴)؛
۶ – جابر بن حارث(۶۵)؛
۷ – مجمع بن عبدالله(۶۶): این چهار بزرگوار با هم بر اهل کوفه حمله بردند و چون در میان دشمن قرار گرفتند سپاه کوفه آنها را محاصره و از دیگر یاران امام جدا کردند، امام حسین علیهالسلام برادرش عباس علیهالسلام را فرستاد تا آنها را با شمشیر از حلقه محاصره نجات دهد در حالى که آنها کاملا زخمى شده بودند، ولى در اثناى راه، دشمن باز با شمشیر بر آنها حمله برد و با این که مجروح بودند، مبارزه کردند تا در کنار هم به شهادت رسیدند.(۶۷)
در این هنگام مجدداً عمرو بن حجاج با سپاهش بر میمنه اصحاب امام حسین علیه السلام حمله کردند، و چون به امام نزدیک شدند یاران امام بر زانو نشسته و نیزهها را به سوى آنها گرفتند، از این رو اسبان سپاه عمرو بن حجاج نتوانستند قدم از قدم بردارند، و هنگام بازگشت، اصحاب امام بر آنان تیر زده و تعدادى از ایشان را کشته و گروهى را مجروح ساختند.(۶۸)
۸ – بریر بن خضیر: و چون جنگ شدت پیدا کرد، مردى از سپاه کوفه به نام یزید بن معقل به میدان آمد و بریر را ندا کرد که: کار خدا را درباره خود چگونه مىبینى؟!
بریر گفت: به خدا سوگند که او در حق من نیکى کرد و کار تو را در مسیر شر قرار داد.
یزید بن معقل گفت: دروغ مىگویى و قبل از این، دروغگو نبودى! و من گواهى مىدهم که تو از گمراهانى!
بریر گفت: آیا مىخواهى با تو مباهله کنم تا خدا دروغگو را لعنت و آن که را بر باطل است به قتل برساند؟
او پذیرفت و با هم در آویختند و دو ضربت رد و بدل شد و یزیدبن معقل ضربتى بر بریر وارد کرد که زیانى متوجه او نشد، و شمشیرى حواله سر او کرد و کلاه او را شکافت و به مغز سرش رسید و روى زمین افتاد، و در حالى که شمشیر بریر در سر او فرو رفته و بریر آن را تکان مىداد که از سر او بیرون آورد، مرد دیگرى از سپاه کوفه به نام رضى بن منقذ بر بریر حمله کرد و ساعتى با یکدیگر مبارزه کردند تا بریر او را بر زمین زده و روى سینه او نشست، آن مرد فریاد زد: کجایند یاران تا مرا نجات دهند؟!
کعب بن جابر به یارى او شتافت، به او گفته شد: این مرد بریر بن خضیر قارى است که در مسجد کوفه مىنشست و ما را قرآن مىآموخت، او توجهى نکرد و با نیزه به بریر حمله کرد، و آن را بر پشت بریر نهاد.
چون بریر تیزى نیزه را در پشت خود احساس کرد، خود را به روى رضى بن منقذ افکند و روى او را به دندان گرفت و قسمتى از بینى او را برکند، کعب بن جابر نیزه را فشار داد و بریر را از روى رضى بن منقذ کنار زد و او را با شمشیر به شهادت رساند، رضوان خداوند بر او باد.(۶۹)
عفیف(۷۰) مىگوید: گویا من رضى بن منقذ را مىنگرم که از جاى بر مىخاست، و در حالى که غبار از جامهاش پاک مىکرد به کعب بن جابر مىگفت: اى برادر ازدى! خدمتى به من کردى که هرگز آن را فراموش نخواهم کرد.
یوسف بن یزید مىگوید که: از عفیف پرسیدم که تو خود مباهله بریر را با یزید بن معقل شاهد بودى؟
عفیف گفت: آرى، به چشم دیدم و به گوش شنیدم.
کعب بن جابر – قاتل بریر – چون از کربلا باز گشت، همسرش و خواهرش نوار به او گفتند: تو دشمن پسر فاطمه را یارى کردى و بزرگ قرأ قرآن – بریر – را کشتى و گناه بزرگى را انجام دادى! به خدا سوگند که هرگز با تو کلمهاى سخن نخواهیم گفت.(۷۱)
عبیدالله پسر عموى کعب بر او خشمگین شد و گفت: واى بر تو! بریر را کشتى؟!
به چه امیدى خدا را ملاقات خواهى کرد؟!
نوشتهاند که: کعب از کرده خود پشیمان شده و اشعارى را به نظم درآورد که در آن حزن و اندوه خود را به خاطر ارتکاب این جرم بزرگ یادآور شده است.(۷۲) و (۷۳)
۹ – عمرو بن قرظة بن کعب انصارى: پدر او از صحابه رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم و از یاران امیرالمؤمنین علیهالسلام بود، و در جنگهاى امام على علیهالسلام شرکت داشت و آن حضرت او را به ولایت فارس گمارده بود، و در سال ۵۱ بدرود حیات گفت. او داراى فرزندانى است که مشهورترین آنها عمرو و على است که عمرو در ایام مهادنه در کربلا خدمت امام حسین علیه السلام رسید و امام او را جهت ارشاد نزد عمر بن سعد مىفرستاده است، و این جریان تا آمدن شمر ادامه داشت، و چون شمر به کربلا آمد، این ارتباط قطع شد.(۷۴) او روز عاشورا از امام اذن گرفت و به میدان آمد در حالى که این رجز مىخواند:
قد علمت کتیبة الانصارانى ساحمى حوزة الذمار ضرب غلام غیر نکس شارىدون حسین مهجتى و دارى.(۷۵)
پس عمرو بن قرظه ساعتى رزمید و نزد امام حسین علیهالسلام بازگشت و در برابر آن حضرت ایستاد تا از او در برابر دشمن دفاع کند.(۷۶)
ابن نما مىگوید: او صورت و سینه خود را سپر تیرها قرار داده بود و نمىگذاشت که به امام حسین علیهالسلام اصابت کند، و پس از جراحتهاى زیادى که برداشته بود به امام عرض کرد: اى پسر رسول خدا! به عهد خود وفا کردم؟!
آن حضرت فرمود: آرى، تو زودتر از من در بهشت خواهى بود، سلام مرا به رسول خدا برسان و بگو که من هم به دنبال تو خواهم آمد.
عمرو پس از شنیدن این سخنان بشارتآمیز به روى زمین افتاد و جان تسلیم کرد؛ سلام خدا بر او باد.
اما برادرش على که با عمر بن سعد به کربلا آمده بود، چون برادرش کشته شد، از میان سپاه کوفه بیرون آمد و ندا کرد: اى حسین! برادر مرا فریفتى و او را کشتى!
امام حسین فرمود: من او را نفریفتم، خدا او را هدایت کرد و تو به گمراهى کشیده شدى.
گفت: خدا مرا بکشد! اگر تو را نکشم، و یا به دست تو کشته نشوم! و به طرف امام حمله کرد.
نافع بن هلال او را با ضربه نیزه بر روى زمین انداخت و یاران او آمده و از معرکه بیرونش بردند و زخمهایش را مدوا کردند تا بهبودى یافت.(۷۷)
۱۰ و ۱۱- سعد بن حارث، ابو الحتوف بن حارث(۷۸): این دو برادر با عمر بن سعد به کربلا آمده بودند، و چون روز عاشورا شد و امام حسین علیهالسلام ندا مىکرد: «الا من ناصر ینصرنا» و زنان و کودکان با شنیدن صداى امام علیه السلام شیون مىکردند، از دیدن این منظره، تاب نیاوردند و شمشیر به روى سپاه کوفه و دشمنان امام حسین علیهالسلام کشیدند و آنقدر مبارزه خود را ادامه دادند تا شهید شدند.(۷۹)
برخى نوشتهاند که: این دو برادر در لحظات آخرین امام و پس از شهادت اصحاب به فیض شهادت نائل آمدند.(۸۰)
۱۲ – نافع بن هلال: از اصحاب امیرالمؤمنین علیهالسلام و مردى بزرگوار و شجاع و قارى قرآن و نویسنده حدیث بود و در جنگهاى جمل و صفین و نهروان در خدمت على علیهالسلام شمشیر مىزد، و چون امام حسین علیهالسلام به سمت عراق آمد، نافع و سه نفر دیگر از یارانش در میان راه به آن حضرت پیوستند.
چون عمرو بن قرظه شهید شد و برادرش على بن قرظه به خونخواهى او به میدان آمد، نافع بن هلال بر او حمله کرد و او را مجروح ساخت، یارانش براى نجات او حمله کردند و نافع بن هلال با آنها درگیر شد و رجز مىخواند و مىگفت:
ان تنکرونى فانان ابن الجملى دینى على دین حسین بن على.(۸۱)
مردى به نام مزاحم بن حریث در پاسخ او گفت: من بر دین فلان هستم!
نافع بن هلال گفت: تو بر دین شیطانى؛ و بر او حمله کرد و مزاحم خواست برگردد که ضربه نافع به او مهلت نداد و کشته شد.
عمرو بن حجاج فریاد زد: آیا مىدانید با چه کسانى مىجنگید؟! کسى به تنهایى به میدان اصحاب حسین نرود!
ابو مخنف مىگوید: نافع بن هلال، نامش را بر روى تیرهاى خود نوشته و آنها را مسموم نموده و پرتاب مىنمود، و از سپاه عمر بن سعد دوازده نفر را کشت و بسیارى را مجروح ساخت. هنگامى که تیرهاى او تمام شد، شمشیر خود را برهنه نمود و حمله کرد و مىگفت:
انا الهزیر الجملى انا على دین على.(۸۲)
لشکر دشمن چاره کار را در حمله دسته جمعى به او دید و لذا اطراف او را گرفته و او را هدف تیرها و سنگهاى خود قرار دادند تا این که بازوان او را شکسته و او را به اسارت گرفتند. شمر و گروهى از سپاه، او را نزد عمر بن سعد آوردند.
عمر بن سعد به او گفت: اى نافع! واى بر تو! چرا با خود چنین کردى؟!
نافع گفت: پروردگار من از قصد من آگاه است.
در حالى که خونها بر محاسن او جارى بود به او گفتند: مگر نمىبینى که با خود چه کردهاى؟!
نافع گفت: دوازده نفر از شما را کشتهام و خودم را ملامت نمىکنم، اگر بازوان من سالم بود نمىتوانستید مرا اسیر کنید.
شمر به عمر بن سعد گفت: او را بکش!
عمر بن سعد گفت: تو او را آوردى، اگر مىخواهى تو او را بکش!
شمر شمشیر از نیام کشید، و چون خواست نافع را به قتل برساند، نافع بن هلال گفت: به خدا سوگند اگر تو مسلمان بودى، براى تو ملاقات خدا بسیار دشوار بود و خون ما بر گردن تو سنگینى مىکرد، خدا را سپاس مىگویم که مرگ ما را در دست بدترین خلق، قرار داد! پس شمر او را به شهادت رساند، رضوان خداوند بر او باد.(۸۳)

۱۳ – ابو الشعثأ کندى: نام او یزید بن زیاد(۸۴) است و با عمر بن سعد به کربلا آمده بود، و چون کار به مقاتله انجامید، و سخنان امام را رد کردند، به جانب حسین علیهالسلام آمد.
او که تیرانداز ماهرى بود در برابر امام حسین علیهالسلام زانو زد و صد تیر به سوى دشمن پرتاب کرد و امام مىفرمود: خدایا! تیرهاى او را به هدف بنشان و بهشت خود را پاداش او قرار ده! و هنگامى که تیرهاى او تمام شد، در حالى که بپا مىخواست گفت: پنج تن از سپاه عمر بن سعد را کشتم، سپس بر سپاه دشمن حمله کرد و نوزده نفر را به قتل رساند و بعد به شهادت رسید(۸۵) او هنگام حمله این رجز را مىخواند:
“انا یزید و ابىمهاجر اشجع من لیث نبیل خادر یارب انى للحسین ناصر ولا بن سعد تارک و هاجر.(۸۶)و (۸۷)
۱۴ – مسلم بن عوسجه: او مردى شریف، عابد و زاهد بود، و از اصحاب رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم بشمار مىرفت؛ شجاعت او در جنگها و فتوحات اسلامى همیشه ورد زبانها بود.(۸۸)
عمرو بن الحجاج که در میسره لشکر عمر بن سعد قرار گرفته بود، بر میمنه امام – که زهیر بن قین فرماندهى آن را بر عهده داشت – حمله ور شد، و این درگیرى در ناحیه فرات صورت گرفت و ساعتى به طول انجامید و در آن مسلم بن عوسجه اسدى بر روى زمین افتاد و به فیض شهادت نائل آمد.
آن بزرگوار در کوفه وکیل مسلم بن عقیل بود و مسئولیت جمع آورى اموال و خرید سلاح و گرفتن بیعت از مردم را بر عهده داشت.
در روز عاشورا ضمن مبارزهاى تحسینانگیز این رجز را مىخواند:
ان تسألوا عنى فانى ذو لبد من فرع قوم من ذرى بنى اسد فمن بغانى حائر عن الرشد و کافر بدین جبار صمد.(۸۹)
حاضران در صحنه پیکار کربلا مىگویند که چون غبار صحنه جنگ فرو نشست، مشاهده کردند که مسلم بن عوسجه بر روى زمین افتاده است و آخرین لحظات حیاتش بود که امام حسین علیهالسلام بر بالین او حاضر شد و فرمود: خداى تو را رحمت کند اى مسلم بن عوسجه، و این آیه را تلاوت کردند: (فمنهم من قضى نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا.)(۹۰)
حبیب بن مظاهر نزدیک آمد و گفت: اى مسلم بن عوسجه! شهادت تو سخت بر من گران است، تو را به بهشت بشارت مىدهم.
مسلم بن عوسجه با صدایى ضعیف گفت: خداى تو را هم مژده خیر دهد.
حبیب بن مظاهر به او گفت: خداى تو را هم مژده خیر دهد.
حبیب بن مظاهر به او گفت: اگر من هم در همین لحظات به تو ملحق نمىشدم دوست داشتم که مرا وصى خود قرار دهى تا به وصایاى تو عمل کنم.
مسلم بن عوسجه گفت: تو را به این (امام حسین علیهالسلام) وصیت مىکنم که جان خود را فداى او کنى؛ و با دست خود به امام علیهالسلام اشاره کرد.
جبیب گفت: به خداى کعبه چنین خواهم کرد.
پس مسلم بن عوسجه جان داد و در جوار رحمت حق آرمید. در این هنگام کنیز مسلم بن عوسجه فریاد بر آورد: یا سیداه! و یابن عوسجتاه!
سپاه عمرو بن حجاج فریاد برآوردند که: مسلم بن عوسجه را کشتیم!
شبث بن ربعى به بعضى از یارانش که در کنارش بودند گفت: مادرانتان در سوگ شما بگریند! شما خود را به دست خود کشته و موجبات سرافکندگى خود را فراهم ساختهاید، در این حال شادى مىکنید که یلى مانند مسلم بن عوسجه را کشتهاید؟!! به خدا سوگند او را در جایگاه کریم در میان مسلمانان دیدم، او را در دشت آذربایجان مشاهده کردم که قبل از آمدن تمامى سواران، شش نفر را کشته بود، شما بر کشتن چنین افرادى شادى مىکنید؟!
نوشتهاند که: مسلم بن عوسجه به دست دو نفر شهید ش
برچسب : 72 تن، 72 شهید کربلا، شهدای کربلا، معرفی شهدا کربلا، معرفی یاران امام حسین، نامهای شهدای کربلا
نوشته: admin
تاريخ : دی ۶م, ۱۳۸۸
مطالب تصادفی
- شب قدر-حاج منصور ارضی
- پيامدها و دستاوردهاي دفاع مقدس (3)
- مجموعه سخنرانی های حجة الاسلام والمسلمین علیرضا پناهیان محرم سال 86
- گلچین سینه زنی شور محرم 1386 – سید مجید بنی فاطمه MP3
- کلیپ صوتی “این همان پرچم است!” از مقام معظم رهبری
- سخنرانی های مرحوم آیت الله مجتهدی تهرانی – حج و احرام
- شب اول محرم 86 به صورت کامل – حاج محمود کریمی
- مداحی های دهه اول محرم 1387 حاج محمود کریمی
- مجموعه عکس های زیبا ویژه عید غدیر خم
- ترتیل کامل قرآن کریم با صدای استاد کریم منصوری – به تفکیک جز

