عضویت در سایت
پخش محصولات مذهبی
جهت خرید عمده محصولات مذهبی با ما تماس بگیرید. پخش انواع نرم افزارهای اورجینال مذهبی در سراسر کشور. 09196235053پربازدید ترین ها
- دانلود سخنرانی های حاج آقای دانشمند – ۱ - 31,297 views
- دانلود آهنگ های سریال حضرت یوسف علیه السلام - 27,169 views
- یاد امام و شهدا دل رو می بره کرببلا - 25,256 views
- زنگ مذهبی موبایل – ۴۵ قطعه منتخب- ویژه ماه محرم ۱۳۸۷ - 24,857 views
- گلچین دشتی- حاج محمود کریمی - 20,017 views
- حس غریب – علی لهراسبی – در فراق امام زمان (عج) - 17,801 views
- شهادت امیرالمومنین(ع)- حاج محمود کریمی ۸۶ (با لینکهای مستقیم) - 15,794 views
- توبه علی گندابی – داستانی بسیاری زیبا و شنیدنی - 13,077 views
- آهنگ و تم و تصاویر متحرک و ثابت ویژه محرم ۱۳۸۷ - 12,104 views
- دانلود دعای افتتاح و جوشن کبیر به مناسبت شب های قدر و احیا - 10,826 views
-
آخرین مطالب سایت
- ۴۰ تصویر زمینه بسیار زیبا با موضوع ” الله “
- ۲۰ ترانه زیبا در وصف پیامبر اکرم (ص)
- دانلود آلبوم زیبای “امت من” با صدای سامی یوسف My Ummah
- گلچین مولودی های ولادت حضرت محمد (ص) – ۸۶
- اس ام اس های ویژه ولادت پیامبر اکرم (ص) و امام صادق (ع)
- تیتراژ سریال سالهای مشروطه
- دستگیری حاج حسین غفوریان (تاپ لیدر گلد کوئست در ایران)
- ۱۲۵ فایل صوتی و تصویری مناجات با امام زمان از تمامی مداحان
- خصوصیت حکومت جهانی موعود
- ترتیل کامل قرآن کریم با صدای شیخ محمود خلیل الحصری (به ترتیب سوره)
لینکستان
دستهها
- Uncategorized
- ائمه اطهار
- اخبار
- ادعيه و زيارت
- اشعار
- تصاویر مذهبی
- تیتراژ فیلم و سریال
- سخنرانی ها و کتب علما
- سرودها
- فال حافظ
- فروشگاه اینترنتی تکدید
- قالب مذهبی
- قرآن
- مداحی
- آهنگران
- ابراهيم رحيمي
- ابراهیم رهبر
- احمد واعظی
- اسلام میرزایی
- بنی فاطمه
- بیت نزار القطری
- جواد مقدم
- حاج قربان
- حاج منصور ارضی
- حسن خلج
- حسین سیب سرخی
- حمید علیمی
- روح الله بهمنی
- روضه
- سعید حدادیان
- سلحشور
- سید جواد ذاکر
- عبدالرضا هلالی
- محمد حسین حدادیان
- محمد رضا طاهری
- محمود کریمی
- مختاری
- مرحوم کوثری
- مهدی اکبری
- ميرداماد
- نریمان پناهی
- نماهنگ ها
- نوحه آذري
- مقالات
- موبايل
- موسیقی
- ويژه نامه ها
- کتاب
برچسبها
امام جواد امام حسن امام رضا امام زمان امام علی ترتیل قرآن حاج محمود کریمی حضرت علي حضرت علی دانلود ترتیل قرآن دانلود روضه دانلود سخنرانی دانلود سخنرانی رحیم پور ازغدی دانلود مداحي دانلود مداحی دانلود نوحه دانلود نوحه حضرت علي رحیم پور ازغدی روضه سخنرانی سخنرانی دولابی سخنرانی رحیم پور ازغدی سخنرانی مذهبی سخنرانی مرحوم دولابی سخنرانی های مرحوم دولابی سی دی مذهبی شب قدر شهادت امام رضا شهادت حضرت علي شهادت حضرت علی علی فروشگاه مذهبی ماه رمضان محرم 88 مداحي مداحی مداحی تصویری مرحوم دولابی مناجات با امام زمان نوحه نوحه تصویری نوحه جدید ویژه نامه ماه مبارک رمضان يا علي یا علیآرشیو ماهانه
تبلیغات متنی در سایت
آمار سایت
مجموعه کاملی از اس ام اس ها و پیام های تبریک زیبا به مناسبت ولادت پیامبر اکرم (ص) و امام صادق علیه السلام تقدیم شما عزیزان میگردد.
امیدواریم از خواندن و ارسال این پیامکهای زیبا لذت ببرید.

عترت آمد از آیینه ام
کیست در غار حرای سینه ام
رگ رگم پیغام احمد می دهد
سینه ام بوی محمد می دهد
میلاد پیامبر اکرم و امام صادق (ع) تهنیت باد
دانلود نوحه شهادت امام صادق علیه السلام با صدای حاج محمود کریمی در سال ۱۳۸۷٫ دانلود کل مجلس مداحی آماده دانلود میباشد.
دانلود نوحه شهادت امام صادق قسمت اول
دانلود نوحه شهادت امام صادق قسمت دوم
دانلود نوحه شهادت امام صادق قسمت سوم
دانلود نوحه شهادت امام صادق قسمت سوم
برچسب : امام صادق، دانلود مداحی، دانلود نوحه، شهادت امام صادق، مداحی شهادت امام صادق، نوحه شهادت امام صادقمهم ترین دلیل بزرگداشت اربعین سیدالشهدا(علیه السلام) روایت مرسله ای از امام عسکری(علیه السلام)است که فرموده است: نشانه های مؤمن، پنج چیز است که یکی از آن ها زیارت اربعین است.۳ افزون بر این، امام صادق(علیه السلام)زیارت اربعین را به صفوان بن مهران جمّال تعلیم داده است که در آن به بزرگداشت اربعین تصریح شده است.۱
اما درباره منشأ اهمیت اربعین در منابع کهن شیعه، باید گفت که به این روز از دو جهت توجه شده است:
یکی از جهت بازگشت اسرا از شام به مدینه و دیگری به سبب زیارت قبر سیدالشهدا(علیه السلام) توسط جابر بن عبدالله انصاری، یکی از اصحاب برجسته رسول خدا(صلی الله علیه وآله) و امیرالمؤمنین(علیه السلام).
شیخ مفید، شیخ طوسی و علامة حلّی(قدس سره) در این باره می نویسند:
روز بیستم صفر روزی است که حرم امام حسین(علیه السلام) از شام به سوی مدینه بازگشتند. هم چنین در این روز، جابر بن عبدالله انصاری، صحابی رسول خدا(صلی الله علیه وآله) برای زیارت امام حسین(علیه السلام) از مدینه به کربلا آمد و او اولین کسی بود که قبر امام حسین(علیه السلام) را زیارت کرد.۲
————————-
۱٫ شیخ طوسی، مصباح المتهجد، ص ۷۸۸- ۷۸۹; همو، تهذیب الاحکام، ج۶، ص ۱۱۳- ۱۱۴; سید ابن طاووس، همان، ج۳، ص ۱۰۱- ۱۰۳; مجلسی، بحار الانوار، ج ۹۸، ص ۳۳۱ -۳۳۲٫
۲٫ شیخ مفید، مسارّ الشیعة (چاپ شده در جلد ۷ مؤلفات شیخ مفید)، ص ۴۶; شیخ طوسی، مصباح المتهجد، ص ۷۸۷; رضی الدین علی بن یوسف مطهر حلی، العدد القویه، ص ۲۱۹٫
برچسب : اربعین، بزرگداشت اربعین، حدیث اربعین[چه بسیار حقیرند دشمنان حق و حقیقت که اینگونه دست به تحریف دین عقلانی اسلام میزنند. و چون از راه عقل و استنباط راه به هیچ کوره راهی نمیبرند اینگونه منافقانه و ناشیانه به سوی اسلام ناب، عقلانی و زیبای ما حجوم میبرند، و دین رحمانیت و رحیمیت ما را دینی متحجرانه معرفی میکنند. ای مسلمانان آگاه باشید و اینگونه در پاسخ به آنها با استدلال و استحکام برخورد نمایید.] بنده چون خودم با این شبهه مواجه شدم ، پاسخ این شبهه رو برای شما نیز میگذارم تا مطالعه کنید.
بسم الله الرحمن الرحیم
اخیرا مشاهده شده حدیثی از امام حسین ع تحریف کرده اند و با آن قلوب مومنین و عاشقان ایشان را منقلب ساخته اند :
من اول ترجمه بی پایه و دورغین این شخص بی سواد را برایتان می آورم :
” از حسین بن علی:
ما از تبار قریش هستیم و هواخواهان ما عرب و دشمنان ما ایرانی ها هستند. روشن است که هر عربی از هر ایرانی بهتر و بالاتر و هر ایرانی از دشمنان ما هم بدتراست. ایرانیهارا باید دستگیر کرد و به مدینه آورد، زنانشانرا بفروش رسانید و مردانشانرا به بردگی و غلامی اعراب گماشت.
حسین بن علی، امام سوم شیعیان، سفینه البحار و مدینه الاحکام و الاثار، نوشته حاج شیخ عباس
قمی، صفحه ۱۶۴. ”
جالب است ایشان متن حدیث را اسکن کرده و نمایش داده که خود همین متن دلیلی است مخالف حرف ایشان ادامه مطلب را حتما بخوانید :

قبل از این که حرفی به زبان آورم نظرتان را به همین عکسی که از کتاب سفینة البحار اسکن شده جلب میکنم :
اگر دقت داشته باشید حدیث از امام تنها همین چند جمله است :
نحن قریش وشیعتنا العرب و عدونا العجم ..
متن حدیث نقل شده از امام ع تنها همین چند کلمه است .که ترجمه آن هم واضح است یعنی ما قریش هستیم و شیعیان ما عرب هستند و دشمنان ما عجم هستند !
مابقی نوشته ها توضیح حدیث است که توسط نقل آن عالم بیان شده و جالب است که در اینجا دو اشتباه صورت پذیرفته .(در عکس در کادر اول مشخص نمودم )
حال ببنید این شخص چه کار کرده :
اول توضیح مولف را جزء حدیث دانسته
دوم همین توضیح مولف را بد ترجمه کرده .ترجمه صحیح توضیح مولف اینست :
عربی که شیعه ما باشد ممدوح و شایسته است(پس معیار شایستگی، شیعه بودن است) اگر چه عجم و غیر عرب باشد و اما عجم (غیر عربی) که دشمن ما اهل بیت باشد مذموم و ناشایسته است (پس معیار مذموم بودن، دشمنی با اهل بیت است) اگر چه عرب باشد.
سوم اینکه خود مولف کتاب در مذمت کار خلیفه دوم یعنی عمر مطلبی نوشته و آنرا نکوهش نمود که این شخص این را هم جزء حدیث پنداشته (کادر دومی در عکس)
حال مولف کتاب در مورد عمر خطاب چه گفته:لمّا ورد سبی الفرس أَرَادَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ بَیْعَ النِّسَاءِ وَ أَنْ یَجْعَلَ الرِّجَالَ عَبِیدَ الْعَرَبِ…..» ترجمه :
هنگامی که اسیران ایرانی وارد مدینه شدند خلیفه دوم خواست که زنهایشان را بفروشد و مردانشان را بردگان عرب قرار دهد…..
کاملا مشهود است در اینجا کاری از کارهای خلیفه دوم یعنی جناب (عمر) نقل شده و ان مترجم بی سواد این را جزء نظر امام حسین ع گرفته !
حال جالبتر اینکه این اقا دنباله حدیث را نقل نکرده .مرحوم مولف کتاب در تقبیح بیشتر این کار خلیفه دوم بیان امیر مومنین ع به عمر را می آورد :
فَقَالَ لَهُ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ أَکْرِمُوا کَرِیمَ کُلِّ قَوْمٍ…..
در اینجا امیرالمومنین ع (علیّ بن ابیطالب ع) اعتراض کرد که اینکار را نکن و این حق را نداری چرا که رسول خدا ص فرموده است که بزرگان و گرامیان هر قومی را گرامی بدارید…..
حال یک بار دیگر ترجمه صحیح را می اورم بعد با ترجمه یا تحریف اون اقا مقایسه کنید و پی به جهالت این شخص ببرید:
قال ابی عبدالله:
ما از قریش هستیم و شیعیان ما عرب هستند و دشمنان ما عجم هستند .
حدیث در اینجا تمام شد ما بقی حرف مولف کتاب است :
بیان این حدیث : عربی که شیعه ما باشد ممدوح و شایسته است(پس معیار شایستگی، شیعه بودن است) اگر چه عجم و غیر عرب باشد و اما عجم (غیر عربی) که دشمن ما اهل بیت باشد مذموم و ناشایسته است (پس معیار مذموم بودن، دشمنی با اهل بیت است) اگر چه عرب باشد.
ادامه سخن مولف کتاب :
بد نظری خلیفه دوم (عمر )نسبت به عجم ها :
هنگامی که اسیران ایرانی وارد مدینه شدند خلیفه دوم خواست که زنهایشان را بفروشد و مردانشان را بردگان عرب قرار دهد…..
در اینجا امیرالمومنین ع (علیّ بن ابیطالب ع) اعتراض کرد که اینکار را نکن و این حق را نداری چرا که رسول خدا ص فرموده است که بزرگان و گرامیان هر قومی را گرامی بدارید…..
حال به تحریف این حدیث توسط آن شخص دقت نمایید :
” از حسین بن علی:
ما از تبار قریش هستیم و هواخواهان ما عرب و دشمنان ما ایرانی ها هستند. روشن است که هر عربی از هر ایرانی بهتر و بالاتر و هر ایرانی از دشمنان ما هم بدتراست. ایرانیهارا باید دستگیر کرد و به مدینه آورد، زنانشانرا بفروش رسانید و مردانشانرا به بردگی و غلامی اعراب گماشت.
حسین بن علی، امام سوم شیعیان، سفینه البحار و مدینه الاحکام و الاثار، نوشته حاج شیخ عباس
قمی، صفحه ۱۶۴. ”
تفاوت کاملا مشخص هست و نیازی به توضیح ندارد.
خب حال مقداری در مورد این حدیث بحث کنیم:
اول از جهت سندی:
این حدیث نزد علما ضعیف هست و این حدیث تقطیع دارد و نزد علما رجالی اصلا اعتبار ندارد
بحث محتوایی حدیث :
اولا مولف کتاب سفینة البحار این حدیث را در باب فضائل عجم ها بیان کرده !یعنی ایشان از این حدیث فضیلت برای عجم تلقی نموده .جالب است بدانید قبل از نقل این حدیث مرحوم شیخ عباس این آیه و حدیث را در تایید سخنش در فضیلت عجم ها نقل می کند :
تفسیر علی بن إبراهیم : * ( ولو نزلناه على بعض الأعجمین فقرأه علیهم ما کانوا به مؤمنین ) * ، قال الصادق ( علیه السلام ) : لو نزل القرآن على العجم ما آمنت به العرب ، وقد نزل على العرب فآمنت به العجم ، فهذه فضیلة العجم
خداوند در کتاب خود فرمود)هرگاه ما آن را بر بعضى از عجم [= غیر عرب]ها نازل مىکردیم… و او آن را بر ایشان مىخواند، به آن ایمان نمىآورند!))
امام صادق علیه السلام فرمودند اگر قرآن بر عجم نازل می شود اعراب به آن ایمان نمی اوردند و این قرآن بر اعراب نازل گشت و عجم ها ایمان آوردند به پس این خود یک فضیلتی است بر عجم ها !!
ثانیا آیا واقعا عجم ها نمی توانند شیعه باشند و اصلا عجم بودن مخالفت با شیعه بودن و مسلمان بودن دارد ؟
لطفا این احادیث را ببینید :
أمالی الصدوق : عن أبی جعفر ( علیه السلام ) قال : أصحاب القائم ( علیه السلام ) ثلاثمائة وثلاثة عشر رجلا أولاد العجم.
امالی صدوق از امام باقر(ع) : فرمود : اصحاب حضرت مهدی(ع)۳۱۳ نفر واز فرزندان عجمند.
مستدرک حاکم:
قالوا : العجم یا رسول الله ؟ قال(ص) : لو کان الإیمان معلقا بالثریا لناله رجال من العجم
گفتند عجم ای رسول خدا ؟ پیامبر(ص) فرمودند : اگر ایمان در آسمان آویزان بود، مردانی از فارس به آن می رسیدند.
ذکرت الأعاجم عند رسول الله صلی الله علیه وآله فقال: النبی صلی الله علیه [وآله] وسلم: «لأنا بهم أو ببعضهم أوثق منی بکم أو ببعضکم»
بغوی نقل میکند : که در نزد رسول الله از اعاجم سخن گفتم ؛ فرمودند: من به آنها یا بعضی از آنها بیشتر از شما یابعضی از شما اطمینان دارم
کنا جلوساً عند النبی صلی الله علیه وآله إذ نزلت سورة الجمعة فما نزلت هذه: (وآخرین منهم لما یلحقو ابهم) قالوا: من هؤلاء یا رسول الله؟ قال وفینا سلمان الفارسی، ثم قال: فوضع النبی صلی الله علیه وآله یده علی سلمان ثم قال: لو کان الإیمان بالثریا لناله رجال من هؤلاء
نزد رسول الله نشسته بودیم که سوره جمعه نازل شدو هنگامی که این آیه “(وآخرین منهم لما یلحقو ابهم)” نازل شد ، پرسیدند : آنها چه کسانی هستند ؟ فرمودند(در حالی که سلمان نزد ما بود) رسول الله دستش را بر سلمان گذارد و فرمود : اگر ایمان در ثریا باشد ، مردانی از این قوم به آن خواهند رسید.
مستدرک علی السفینة:
لما ورد بسبی الفرس إلى المدینة أراد الثانی أن یبیع النساء وأن یجعل الرجال عبید العرب ، . فقال أمیر المؤمنین ( علیه السلام ) : إن النبی ( صلى الله علیه وآله ) : قال : أکرموا کریم قوم وإن خالفوکم ، وهؤلاء الفرس حکماء کرماء ، فقد ألقوا إلینا السلام ، ورغبوا فی الإسلام ، وقد أعتقت منهم لوجه الله حقی وحق بنی هاشم -
ترجمه :
هنگامی که به اسیر کردن ایرانیان دستور داده شد ، عمر خواست زنان را بفروشد و مردان را برده عرب کند ولی امیر المومنین (ع) فرمود که پیامبر فرموده اند : بزرگان هر قومی را بزرگ بدارید گر چه با شما مخالف باشند ….ادامه سخن امیر المومنین(ع) : و این ایرانیان ، حکیمانی بخشنده هستند که به ما صلح هدیه کرد ه اند و به اسلام رغبت نشان داده اند ، پس من به خاطر خدا ، تمام حق خود و بنی هاشم را می بخشم و انها را آزاد میکنم.
حال بد نیست نگاهی به قرآن هم داشته باشیم :
یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُم مِّن ذَکَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ
اى مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیرهها و قبیلهها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید؛ (اینها ملاک امتیاز نیست،) گرامىترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست؛ خداوند دانا و آگاه است!
این آیه هم گذشت :
ولو نزلناه على بعض الأعجمین فقرأه علیهم ما کانوا به مؤمنین هرگاه ما آن را بر بعضى از عجم [= غیر عرب]ها نازل مىکردیم…واو آن را بر ایشان مىخواند، به آن ایمان نمىآورند!))
و بیان شد که این آیه دلالت می کند بر اینکه عجم ها فضیلتی دارند .چون اگر این قرآن بر عجمها نازل می شد عرب ها به آن ایمان نمی اوردند و حال که بر اعراب نازل شده می بینیم که عجمها هم ایمان آورده اند که شاهدی از کلام امام صادق ع هم در این زمینه آورده ایم :
امام صادق علیه السلام فرمودند اگر قرآن بر عجم نازل می شود اعراب به آن ایمان نمی اوردند و این قرآن بر اعراب نازل گشت و عجم ها ایمان آوردند به پس این خود یک فضیلتی است بر عجم ها !
اما حال منظور حدیث امام از اینکه فرموده اند((و شیعیان ما عرب هستند و دشمنان ما عجم هستند ))چیست ؟
متن عربی حدیث : شیعتنا العرب ، وعدونا العجم
اگر دقت داشته باشید بیان نشده العرب شیعتنا و العجم عدونا بلکه بیان شده شیعتنا العرب ، وعدونا العجم.در برگردان فارسی هم می توان تفاوت این دو نوع بیان را فهمید:
الف : اعراب شیعیان ما هستند و عجم ها دشمنان ما هستند
ب:شعیان ما اعراب هستند و دشمنان ما عجم هستند.
این دو معنی کاملا با هم تفاوت دارند .که در روایت معنی دومی مطرح شده نه اولی.
در بیان اولی این مطرح می شود که گروه اعراب شیعه هستند و گروه عجم دشمن اهل بیت که این با نص آیات قرآن و رویات زیاد تضاد دارد و در حدیث هم این گونه بیان نشده.یعنی اگر در حدیث گفته شده بود العرب شیعتنا و العجم عدونا این معنی را می داد اما حدیث این گونه بیان نشده .بلکه به گونه دوم بیان شده یعنی گفته شیعتنا العرب.اینجا بیان شده شیعه ما عرب هستند.
خب وقتی به کتاب لغت مراجعه میکنیم می بینیم عرب و عجم معنی لغوی خاصی دارند .در حقیقت معنایی لغوی عرب به معنی با فهم وشعور و فصاحت هست و عجم به معنی خنگ و گنگ است .حال مشخص می شود معنی حدیث چیست یعنی شیعه ما عرب است .حال چه کسی عرب واقعی است آن کس که فهم داشته باشد ! واین فهم را ندارد مگر کسی که شیعه باشد و چه کسی عجم هست .آن کسی که واقعا نه فهم باشد .و نفهمد حق ولایت و امر امامت به دست چه کسی است .
در حقیقت ما ایرانی ها عرب (با فهم و درک ) واقعی هستیم و آن عربی که دشمن اهل بیت ع در حقیقت عجم واقعی است یعنی نه فهم !
می بینید که چه زیبا امام این سخن را بیان کرده اند و دشمنان ایشان چه مضحک و خنده دار این حدیث را تحریف نموده اند
البته عرض می کنم راوی روایت حضرت ابا عبدالله جعفر بن محمد الصادق است و شبهه پراکن کم دانش به صرف شباهت کنیه امام صادق (ع) با امام حسین (ع) تصور کرده است که این خبر از امام حسین است .
برچسب : حدیث امام حسین، حدیث حضرت علی
آتش در گلستان
تا گلستان نبی از جور اعدا، در گرفت
جسم و جان دوستان از شعلهاش آذر گرفت
در سرای صادق آل نبی آتش زدند
چون خلیل آن شاه دین جا در دل آذر گرفت
نیمه شب در بزم منصورش ببردند از عناد
آنکه خورشید فروزان از رخش زیور گرفت
چون برون از خانه ی منصور شد دل پر ز خون
حضرت روح الامین دست عزا بر سر گرفت
ساخت چون منصور نا منصور مسمومش ز کین
رفت شادی از میان، غم ما سوی را بر گرفت
زد شرر بر جسم و جانش زهر کین با صد محن
شعله اش اندر جنان بر قلب پیغمبر گرفت
دین عزادارست و، مذهب شد یتیم و سوگوار
عالمی را ماتم نور دل حیدر گرفت

خون دل از دیده می افشاند با صد درد و داغ
تا سرِ او را بدامن موسی جعفر گرفت
افتخار مرثیت خوانی صفا روز نخست
در خصوص خاندان از حضرت داور گرفت
علی سهرابی تویسرکانی
امام صادق علیه سلام از منظر دانشوران اهل تسنن
درباره عظمت امام صادق علیه السلام نه تنها توسط شیعیان به فراوانى سخن گفته شده است، بلکه در این باره جمع کثیرى از دانشوران و بزرگان اهل تسنن و جماعت لب به سخن گشودهاند. پیشوایان مذاهب اهل سنت، عالمان نامدار اسلامى و صاحب نظران زبردست در باره برجستگىهاى علمى، عملى، اخلاقى، کرامت و عظمت آن امام هدایت، امام جعفرصادق علیه السلام بسیار سخن گفتهاند. اینک در این نوشتار به طور گذرا به بیان برخى از این اظهار نظرها و اعترافات مىپردازیم.
ابوحنیفه و امام صادق علیه السلام
«نعمان بن ثابت بن زوطى» معروف به «ابو حنیفه» (۸۰ – ۱۵۰ه. ق.) پیشواى فرقه حنفى که از نظر زمانى معاصر با امام صادق علیه السلام بود، درباره عظمت امام صادق علیه السلام اظهارات و اعترافاتخوبى دارد. از جمله درباره آن حضرت گفت:
«ما رأیت افقه من جعفر بن محمد و انه اعلم الامه»؛ من فقیهتر و داناتر از جعفر بن محمد ندیدهام. او داناترین فرد این امت است. (۱)
در زمان امام صادق علیه السلام منصور دوانقى، خلیفه مقتدر عباسى، قدرت سیاسى را در اختیار داشت، او همواره از مجد و عظمت بنى على و بنىفاطمه به ویژه امام صادق علیه السلام رنج مىبرد و براى رهایى از این رنج گاهى ابوحنیفه را تحریک مىکرد که در برابر امام صادق علیه السلام بایستد؛ منصور عباسى او را به عنوان مهمترین دانشوران عصر تکریم مىکرد تا شاید بتواند بر مجد و عظمت علمى امام جعفر بن محمد علیه السلام فائق آید.
در این رابطه خود ابوحنیفه نقل مىکند و مىگوید:
«روزى منصور دوانقى کسى را نزد من فرستاد و گفت: اى ابوحنیفه! مردم شیفته جعفر بن محمد شدهاند، او در بین مردم از پایگاه اجتماعى وسیعى بهرهمند است، تو براى این که پایگاه جعفر بن محمد را خنثى کنى و در دید مردم از عظمت او به خصوص از عظمت علمى او بکاهى، چند مساله پیچیده و غامض را آماده کن و در وقت مناسب از او بپرس تا بلکه با ناتوان شدن جعفر بن محمد از پاسخگویى، او را تحقیر نمایى و دیگر، مردم شیفته او نباشند و از او فاصله بگیرند.
در همین رابطه من چهل مساله مشکل را آماده کردم و در یکى از روزها که منصور در «حیره» بود و مرا طلبید، به حضورش رسیدم. همین که وارد شدم، دیدم جعفر بن محمد در سمت راستش نشسته است، وقتى که چشمم به آن حضرت افتاد، آن چنان تحت تاثیر ابهت و عظمت او قرار گرفتم که از توصیف آن عاجزم. با دیدن منصور خلیفه عباسى آن ابهت به من دست نداد، در حالى که منصور خلیفه است و خلیفه به جهت این که قدرت سیاسى در اختیارش است باید ابهت داشته باشد. سلام گفتم و اجازه خواستم تا در کنارشان بنشینم؛ خلیفه با اشاره اجازه داد و در کنارشان نشستم. آن گاه منصور عباسى به جعفر بن محمد نگاه کرد و گفت:
ابو عبدالله! ایشان ابوحنیفه هستند.
او پاسخ داد: بلى، او را مىشناسم. سپس منصور به من نگاهى کرد و گفت: ابوحنیفه! اگر سوالى دارى از ابوعبدالله، جعفر بن محمد بپرس و با او در میان بگذار. من گفتم: بسیار خوب. فرصت را غنیمت شمردم و چهل مسالهاى را که از پیش آماده کرده بودم، یکى پس از دیگرى با آن حضرت در میان گذاشتم. بعد از بیان هر مسالهاى، امام صادق علیه السلام در پاسخ آن بیان مىفرمود:
عقیده شما در این باره چنین و چنان است، عقیده علماى مدینه در این مساله این چنین ا ست و عقیده ما هم این است.
در برخى از مسائل آن حضرت با نظر ما موافق بود و در برخى هم با نظر علماى مدینه موافق بود و گاهى هم با هر دو نظر مخالفت مىکرد و خودش نظر سومى را انتخاب مىکرد و بیان مىداشت.
من تمامى چهل سؤال مشکلى را که برگزیده بودم یکى پس از دیگرى با او در میان گذاشتم و جعفر بن محمد هم بدین گونهاى که بیان شد به جملگى آنها، با متانت تمام و با تسلط خاصى که داشت پاسخ گفت.»
مالک ابن انس می گوید: در طول مدتى که به خانه آن حضرت آمد و شد داشتم، او را ندیدم جز این که در یکى از این سه خصلت و سه حالت به سر مىبرد، یا او را در حال نماز خواندن مىدیدم و یا در حالت روزهدارى و یا در حالت قرائت قرآن.
سپس ابوحنیفه بیان داشت:
«ان اعلم الناس اعلمهم باختلاف الناس» ؛ «همانا دانشمندترین مردم کسى است که به آراء و نظریههاى مختلف دانشوران در مسائل علمى احاطه و تسلط داشته باشد.» و چون جعفر بن محمد این احاطه را دارد، بنابراین او داناترین فرداست.» (۲)
همو درباره عظمت علمى امام صادق علیه السلام بیان داشت:
«لولا جعفر بن محمد ما علم الناس مناسک حجهم» (۳) ؛ اگر جعفر بن محمد نبود، مردم احکام و مناسک حجشان را نمىدانستند.
مالک بن انس و امام صادق علیه السلام
مالک بن انس (۹۷ – ۱۷۹ ه .ق) یکى از پیشوایان چهارگانه اهل سنت و جماعت و رئیس فرقه مالکى است که مدتى افتخار شاگردى امام صادق علیه السلام نصیب وى شد. (۴) او در باره عظمت و شخصیت علمى و اخلاقى امام صادق علیه السلام چنین مىگوید:
«و لقد کنت آتى جعفر بن محمد و کان کثیرالمزاح و التبسم، فاذا ذکر عنده النبى(ص) اخضر و اصفر، و لقد اختلفت الیه زمانا و ما کنت اراه الا على ثلاث خصال: اما مصلیا و اما صائما و اما یقراء القرآن. و ما راءیته قط یحدث عن رسول الله(ص) الا على الطهاره و لا یتکلم فى ما لا یعنیه و کان من العلماءالزهاد الذین یخشون الله و ما رأیته قط الا یخرج الوساده من تحته و یجعلها تحتى.» (۵)
«مدتى به حضور جعفر بن محمد مىرسیدم. آن حضرت اهل مزاح بود. همواره تبسم ملایمى بر لبهایش نمایان بود. هنگامى که در محضر آن حضرت نام مبارک رسول گرامى اسلام به میان مىآمد، رنگ رخسارههاى جعفر بن محمد به سبزى و سپس به زردى مىگرایید. در طول مدتى که به خانه آن حضرت آمد و شد داشتم، او را ندیدم جز این که در یکى از این سه خصلت و سه حالت به سر مىبرد، یا او را در حال نماز خواندن مىدیدم و یا در حالت روزهدارى و یا در حالت قرائت قرآن.
من ندیدم که جعفر بن محمد بدون وضو و طهارت از رسول خدا حدیثى نقل کند. من ندیدم که آن حضرت سخنى بىفایده و گزاف بگوید. او از عالمان زاهدى بود که از خدا خوف داشت. ترس از خدا سراسر وجودش را فراگرفته بود.
هرگز نشد که به محضرش شرفیاب شوم، جز این که زیراندازى که زیر پاى آن حضرت گسترده شده بود، آن را از زیر پایش برمىداشت و زیر پاى من مىگستراند.»
مالک بن انس درباره زهد و عبادت و عرفان امام صادق علیه السلام بیان داشت:
به همراه امام صادق علیه السلام به قصد مکه و براى انجام مناسک حج از مدینه خارج شدیم. به مسجد شجره که میقات مردم مدینه است، رسیدیم. لباس احرام پوشیدیم، در هنگام پوشیدن لباس احرام تلبیهگویى یعنى گفتن: «لبیک اللهم لبیک» لازم است. دیگران طبق معمول این ذکر را بر زبان جارى مىکردند.»
مالک مىگوید: من متوجه امام صادق علیه السلام شدم، دیدم حال حضرت منقلب است. امام صادق علیه السلام مىخواهد لبیک بگوید ولى رنگ رخسارهاش متغیر مىشود. هیجانى به امام دست مىدهد و صدا در گلویش مىشکند، و چنان کنترل اعصاب خویش را از دست مىدهد که مىخواهد بىاختیار از مرکب به زمین بیفتد. مالک مىگوید: من جلو آمدم و گفتم: اى فرزند پیامبر! چارهاى نیست این ذکر را باید گفت. هر طورى که شده باید این ذکر را بر زبان جارى ساخت. حضرت فرمود:
«یابن ابى عامر! کیف اجسر ان اقول لبیک اللهم لبیک و اخشى ان یقول عزوجل لا لبیک و لا سعدیک.»
اى پسر ابىعامر! چگونه جسارت بورزم و به خود جرات و اجازه بدهم که لبیک بگویم؟ «لبیک» گفتن به معناى این است که خداوندا، تو مرا به آن چه مىخوانى با سرعت تمام اجابت مىکنم و همواره آماده انجام آن هستم. با چه اطمینانى با خداى خود اینطور گستاخى کنم و خود را بنده آماده به خدمت معرفى کنم؟! اگر در جوابم گفته شود: «لا لبیک و لا سعدیک» آن وقت چه کنم؟ (۶)
همو در سخنى دیگر درباره فضیلت و عظمت امام صادق علیه السلام مىگوید:
«ما رأت عین و لا سمعت اذن و لا خطر على قلب بشر افضل من جعفر بن محمد» (۷) ؛ هیچ چشمى ندیده است و هیچ گوشى نشنیده است و به قلب هیچ بشرى خطور نکرده است، مردى که با فضیلتتر از جعفر بن محمد باشد.
دربارهى مالک بن انس نوشتهاند:
«و کان مالک بن انس یستمع من جعفر بن محمد و کثیرا ما یذکر من سماعه عنه و ربما قال حدثنى الثقه یعنیه» ؛ مالک بن انس از جعفر بن محمد سماع حدیث مىنمود و بسیار آن چه را که از او سماع (گوش میکرد) مىکرد، بیان مىنمود و چه بسا مىگفت: این حدیث را مرد ثقه به من حدیث کرده است که مرادش جعفر بن محمد بود. (۸)
حسین بن یزید نوفلى مىگوید:
«سمعت مالک بن انس الفقیه یقول والله ما راءت عینى افضل من جعفر بن محمد علیهماالسلام زهدا و فضلا و عباده و ورعا. و کنت اقصده فیکرمنى و یقبل على فقلت له یوما یابن رسول الله ما ثواب من صام یوما من رجب ایمانا و احتسابا فقال (و کان والله اذا قال صدق) حدثنى ابیه عن جده قال رسول الله(ص) من صام یوما من رجب ایمانا و احتسابا غفر له. فقلت له یابن رسول الله فى ثواب من صام یوما من شعبان فقال حدثنى ابى عن ابیه عن جده قال رسول الله(ص) من صام یوما من شعبان ایمانا و احتسابا غفر له.» (۹)
ابوحنیفه بیان داشت:
«ان اعلم الناس اعلمهم باختلاف الناس» ؛ «همانا دانشمندترین مردم کسى است که به آراء و نظریههاى مختلف دانشوران در مسائل علمى احاطه و تسلط داشته باشد.» و چون جعفر بن محمد این احاطه را دارد، بنابراین او داناترین فرداست.»
از مالک بن انس فقیه شنیدم که گفت: به خدا سوگند! چشمان من ندید فردى را که از جهت زهد، علم، فضیلت، عبادت و ورع برتر از جعفر بن محمد باشد. من به نزد او مىرفتم. او با روى باز مرا مىپذیرفت و گرامى مىداشت. روزى از او پرسیدم: اى پسر پیامبر! ثواب روزه ماه رجب چه میزان است؟ او در پاسخ روایتى از پیامبر نقل کرد. به خدا سوگند هرگاه چیزى از کسى نقل کند درست و راست نقل مىکند. او در پاسخ گفت: پدرم از پدرش و از جدش و از پیامبر نقل کرده است که ثواب روزه ماه رجب این است که گناهانش بخشیده مىشود. سپس این پرسش را در باره روزه ماه شعبان هم بیان کردم و حضرت همان پاسخ را داد.
ابن شبرمه و امام صادق علیه السلام
عبدالله بن شبرمه بن طفیل ضببى معروف به «ابن شبرمه» (۷۲-۱۴۴ ه .ق) قاضى و فقیه نامدار کوفه، درباره امام صادق علیه السلام مىگوید:
«ما ذکرت حدیثا سمعته من جعفر بن محمد علیه السلام الا کادان یتصرع له قلبى سمعته یقول حدثنى ابى عن جدى عن رسول الله» (۱۰) ؛ به یاد ندارم حدیثى را از جعفر بن محمد شنیده باشم جز این که در عمق جانم تاثیر گذاشته باشد. از او شنیدم که در نقل حدیث مىگفت که از پدرم و از جدم و از رسول خدا این روایت را نقل مىکنم.
همو گفت:
«واقسم بالله ما کذب على ابیه و لا کذب ابوه على جده و لا کذب جده على رسول الله» (۱۱) ؛ به خدا سوگند! نه جعفر بن محمد در نقل روایات از پدرش دروغ مىگفت و نه پدرش بر جدش دروغ مىگفت و نه او بر پیامبر . یعنى آنچه که در سلسله سند روایات جعفر بن محمد وجود دارد جملگى درست است.
ابن ابى لیلى و امام صادق علیه السلام
شیخ صدوق روایتى نقل مىکند که محمد بن عبدالرحمان معروف به «ابن ابى لیلى» (۷۴- ۱۴۸ ه .ق) فقیه، محدث، مفتى و قاضى بنام کوفه نزد امام صادق علیه السلام رفت و از آن حضرت پرسش هایى نمود و پاسخهاى خوبى شنید. سپس به امام خطاب کرد و عرض نمود:
«اشهد انکم حجج الله على خلقه» (۱۲) ؛ شهادت مىدهم که شما حجتهاى خداوندى بر بندگانش هستید.
عمرو بن عبید معتزلى و امام صادق علیه السلام
«عمرو بن عبید معتزلى» به نزد امام جعفر بن محمد علیه السلام مشرف شد، وقتى رسید این آیه را تلاوت نمود: «الذین یجتنبون کبائر الاثم و الفواحش.» (۱۳)
سپس ساکت شد. امام صادق علیه السلام فرمود: چرا ساکت شدى؟ گفت: خواستم که شما از قرآن گناهان کبیره را یکى پس از دیگرى براى من بیان نمایى. حضرت شروع کرد و به ترتیب از گناه بزرگتر یکى پس از دیگرى را بیان نمود. از بس که امام خوب و عالى پاسخ عمرو بن عبید را داد که در پایان عمرو بن عبید بىاختیار گریست و فریاد زد:
«هلک من قال براءیه و نازعکم فى الفضل و العلوم» (۱۴) ؛ هر کس به راى خویش سخن بگوید و در فضل و علم با شما منازعه کند، هلاک مىشود.
جاحظ و امام صادق علیه السلام
«ابو بحر جاحظ بصرى» که از دانشوران مشهور قرن سوم بود، درباره امام صادق علیه السلام بیان داشت:
«جعفر بن محمد الذى ملا الدنیا علمه و فقهه و یقال ان اباحنیفه من تلامذته و کذلک سفیان الثورى و حسبک بهما فى هذاالباب» (۱۵) ؛ جعفر بن محمد کسى بود که علم و فقه آن حضرت جهان را پر کرده است و گفته مىشود که ابوحنیفه و سفیان ثورى از شاگردان او بودند. همین در عظمت علمى آن حضرت کافى است.
عمر بن مقدام و امام صادق علیه السلام
«عمر بن مقدام» از علماى معاصر امام صادق علیه السلام درباره آن حضرت مىگوید:
«کنت اذا نظرت الى جعفر بن محمد علمت انه من سلاله النبیین و قد رأیته واقفا عند الجمره یقول سلونى، سلونى» (۱۶) ؛ هنگامى که جعفر بن محمد را مىدیدم، مىفهمیدم که او از نسل پیامبران است. خودم دیدم که در جمره منا ایستاده بود و از مردم مىخواست که از او بپرسند و از علم سرشار او بهرهمند شوند … .
شهرستانى و امام صادق علیه السلام
ابوالفتح محمد بن ابىالقاسم اشعرى معروف به «شهرستانى»(۴۷۹-۵۴۷ ه .ق) در کتاب گرانسنگ «الملل و النحل» درباره عظمت امام صادق علیه السلام مىنویسد:
«و هو ذو علم عزیز فى الدین و ادب کامل فى الحکمه و زهر بالغ فى الدنیا و ورع تام عن الشهوات» (۱۷) ؛ امام صادق علیه السلام در امور و مسایل دینى، از دانشى بىپایان و در حکمت، از ادبى کامل و نسبت به امور دنیا و زرق و برقهاى آن، از زهدى نیرومند برخوردار بود و از شهوتهاى نفسانى دورى مىگزید.
ابن خلکان و امام صادق علیه السلام
ابن خلکان درباره امام صادق علیه السلام مىنویسد:
«احد الائمه الاثنى عشر على مذهب الامامیه و کان من سادات اهلالبیت و لقب بالصادق لصدق مقالته و فضله اشهر من ان یذکر» ؛ او یکى از امامان دوازدهگانه امامیه و از بزرگان اهلبیت رسول خدا بود. به جهت صدق در گفتارش به لقب صادق شهرت یافت و فضل او مشهورتر از آن است که نیازمند به توضیح داشته باشد.
ابن خلکان همچنین مىنویسد: امام صادق علیه السلام در صنعت کیمیا (شیمى) از مهارت خاصى بهرهمند بود، ابوموسى جابر بن حیان طرطوسى، شاگرد ایشان بود. جابر کتابى شامل هزار ورق تالیف کرد که تعلیمات جعفر بن محمد را در برداشت و حاوى پانصد رساله بود. (۱۸)
«نعمان بن ثابت بن زوطى» معروف به «ابو حنیفه» (۸۰ – ۱۵۰ه.ق.) پیشواى فرقه حنفى که از نظر زمانى معاصر با امام صادق علیه السلام بود، درباره عظمت امام صادق علیه السلام اظهارات و اعترافاتخوبى دارد. از جمله درباره آن حضرت گفت: «ما رأیت افقه من جعفر بن محمد و انه اعلم الامه»؛ من فقیهتر و داناتر از جعفر بن محمد ندیدهام. او داناترین فرد این امت است.
ابن حجر عسقلانى و امام صادق علیه السلام
شهاب الدین ابوالفضل احمد بن على مصرى شافعى، مشهور به «ابن حجر عسقلانى» (۷۷۳-۸۵۲ ه .ق) درباره امام صادق علیه السلام مىگوید:
«جعفر بن محمد بن على بن حسین بن على بن ابى طالب فقیهى است بسیار راست گفتار.» (۱۹)
ابن حجر در کتاب تهذیب التهذیب از ابىحاتم و او از پدرش نقل مىکند که درباره امام صادق علیهالسلام بیان داشت: «لا یسأل عن مثله.»
و نیز مىنویسد: ابن عدى گفته است:
«و لجعفر احادیث و نسخ و هو من ثقات الناس … و ذکره ابن حبان فىالثقات و قال کان من سادات اهلالبیت فقها و علما و فضلا … و قال النسایى فىالجرح و التعدیل ثقه.» (۲۰)
براى جعفر بن محمد احادیث و نسخههاى بسیار است. او از افراد موثق است. ابن حبان او را در زمره ثقات قرار داده است و گفته است: جعفر بن محمد از بزرگان اهلبیت رسول خدا است و ازجهت فقه، علم و فضل مقام بالایى دارد. «نسایى» در جرح و تعدیل، امام صادق علیه السلام را از افراد «ثقه» معرفى کرده است.
صاحب «سیر اعلام النبلاء» و امام صادق علیه السلام
صاحب «سیر اعلام النبلاء» درباره امام صادق علیه السلام مىنویسد:
جعفر بن محمد بن على بن حسین که از فرزندان حسین بن على ریحانه رسول خدا است، یکى از بزرگان است که مادرش «ام فروه» دختر قاسم بن محمد بن ابىبکر است و مادر ام فروه «اسماء» دختر عبدالرحمان بن ابىبکر است. به همین جهت است که آن حضرت مىگفت: من از دو جهت به ابوبکر منتسبم. او بزرگ بنىهاشم است. از محضر علمى او افراد بسیارى کسب فیض کردند، از جمله، فرزندش «موساى کاظم»، «یحیى ابن سعید انصارى»، «یزید بن عبدالله»، «ابوحنیفه»، «ابان بن تغلب»، «ابن جریح»، «معاویة بن عمار»، «ابن اسحاق»، «سفیان»، «شبعه»، «مالک»، «اسماعیل بن جعفر»، «وهب بن خالد»، «حاتم بن اسماعیل»،«سلیمان بن بلال»، «سفیان بن عینیه»، «حسن بن صالح»، «حسن بن عیاش»، «زهیر بن محمد»، «حفص بن غیاث»، «زید بن حسن»، «انماطى»، «سعید بن سفیان اسلمى»، «عبدالله بن میمون»، «عبدالعزیز بن عمران زهرى»، عبدالعزیز دراورى»، «عبدالوهاب ثقفى»، «عثمان بن فرقد»، «محمد بن ثابت بنانى»، «محمد بن میمون زعفرانى»، «مسلم زنجى»، «یحیىقطان»، «ابوعاصم نبیل» و … (۲۱)
همو در کتاب «میزان الاعتدال» مىنویسد:
جعفر بن محمد یکى از امامان بزرگ است که مقامى بس بزرگ دارد و نیکوکار و صادق است. (۲۲)
ابن حجر هیتمى و امام صادق علیه السلام
شهاب الدین ابوالعباس، احمد بن بدرالدین شافعى، معروف به «ابن حجر هیتمى» (۹۰۹ – ۹۷۴ ه.ق) در «صواعق المحرقه» درباره امام صادق علیه السلام مىنویسد:
مردم از آن حضرت دانشهاى بسیارى فرا گرفتهاند. این علوم و دانشها توسط مسافران به همه جا راه یافت و سرانجام آوازه جعفر بن محمد در همه جا پیچیده شد. عالمان بزرگى مانند «یحیى بن سعید»، «ابن جریج»، «مالک»، «سفیان ثورى»، «سفیان بن عینیه»، «ابوحنیفه»، «شعبه» و «ایوب سجستانى» از او حدیث نقل کردهاند. (۲۳)
میرعلى هندى و امام صادق علیه السلام
«میرعلى هندى» که از علماى نامدار اهل سنت است و در همین دوره معاصر مىزیست درباره عظمت علمى و اخلاقى امام صادق علیه السلام مىگوید:
آراء و فتاواى دینى تنها نزد سادات و شخصیتهاى فاطمى رنگ فلسفى به خود گرفته بود. گسترش علم در آن زمان، روح بحث و جستجو را برانگیخته بود و بحثها و گفتگوهاى فلسفى در همه اجتماعات رواج یافته بود. شایسته ذکر است که رهبرى این حرکت فکرى را حوزه علمىاى که در مدینه شکوفا شده بود، بر عهده داشت. این حوزه را نبیره على بن ابى طالب علیه السلام به نام امام جعفر که «صادق» لقب داشت، تاسیس کرده بود. او پژوهشگرى فعال و متفکرى بزرگ بود و با علوم آن عصر به خوبى آشنایى داشت و نخستین کسى بود که مدارس فلسفى اصلى را در اسلام تاسیس کرد.
در مجالس درس او تنها کسانى که بعدها مذاهب فقهى را تاسیس کردند، شرکت نمىکردند بلکه فلاسفه و طلاب فلسفه از مناطق دور دست در آن حاضر مىشدند.
«حسن بصرى» موسس مکتب فلسفى «بصره» و «واصل بن عطا» موسس مذهب «معتزله»، از شاگردان او بودند که از زلال چشمه دانش او سیراب مىشدند. (۲۴)
پىنوشتها:
۱- شمس الدین ذهبى، سیر اعلام النبلاء، ج ۶، ص۲۵۷/ تاریخالکبیر، ج ۲، ص۱۹۹ و ۱۹۸، ح۲۱۸۳٫
۲- سیر اعلام النبلاء، ج ۶، ص ۲۵۸/ بحارالانوار، ج۴۷، ص۲۱۷٫
۳- شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص ۵۱۹، طبع قم، نشر اسلامى.
۴- سیر اعلام النبلاء، ج ۶، ص۲۵۶٫
۵- ابن تیمیه، التوسل و الوسیله، ص ۵۲/ جعفریان، حیات فکرى و سیاسى امامان شیعه، ص۳۲۷٫
۶- شیخ صدوق، امالى، ص۱۴۳، ح۳٫
۷- شهید مطهرى، سیرى در سیره ائمه اطهار علیهم السلام، ص۱۴۹٫
۸- شرح الاخبار فى فضایل الائمه الاطهار، ج۳، ص۲۹۹، ح۱۲۰۳٫
۹- امالى صدوق، ص ۴۳۵ و۴۳۶، ح ۲٫
۱۰ و ۱۱- همان، ص۳۴۳، ح۱۶٫
۱۲- من لایحضرهالفقیه، ج ۱، ص ۱۸۸، ح۵۶۹٫
۱۳- سوره نجم، آیه ۳۲٫
۱۴- کلینى، کافى، ج ۲، ص ۲۸۷- ۲۸۵٫
۱۵- رسائل جاحظ، ص۱۰۶/ حیات فکرى و سیاسى امامان شیعه، ص۳۲۸٫
۱۶- سیر اعلام النبلاء، ج۶، ص۲۵۷٫
۱۷- الملل و النحل، ج ۱، ص۱۴۷/ حیات فکرى و سیاسى امامان شیعه، ص ۳۳۰٫
۱۸- وفیات الاعیان، ج ۱، ص۳۲۷/ سیره پیشوا، ص۳۵۳/ حیات فکرى و سیاسى امامان شیعه، ص ۳۳۰٫
۱۹- تقریب التهذیب، ص ۶۸٫
۲۰- تهذیب التهذیب، ج ۲، ص ۱۰۴٫
۲۱- سیر اعلام النبلاء، ج۶، ص ۲۵۵ و۲۵۶٫
۲۲- لغت نامه دهخدا، ج۹، ص۱۳۰- ۳۲۳٫
۲۳- الصواعق المحرقه، ص ۲۰۱٫
۲۴- مختصر تاریخ العرب، ص۱۹۳/ سیره پیشوایان، ص ۳۵۲٫
منبع:
ماهنامه کوثر، ش ۴۰ ، حسن عاشورى لنگرودى .
امام صادق ( ع )
حضرت امام جعفر صادق علیه السلام رئیس مذهب جعفری ( شیعه ) در روز ۱۷ ربیع الاول سال ۸۳هجری چشم به جهان گشود . پدرش امام محمد باقر ( ع ) و مادرش “ام فروه ” دختر قاسم بن محمد بن ابی بکر می باشد. کنیه آن حضرت : “ابو عبدالله ” و لقبش “صادق ” است . حضرت صادق تا سن ۱۲سالگی معاصر جد گرامیش حضرت سجاد بود و مسلما تربیت اولیه او تحت نظر آن بزرگوار صورت گرفته و امام ( ع ) از خرمن دانش جدش خوشه چینی کرده است . پس از رحلت امام چهارم مدت ۱۹سال نیز در خدمت پدر بزرگوارش امام محمد باقر ( ع ) زندگی کرد و با این ترتیب ۳۱سال از دوران عمر خود را در خدمت جد و پدر بزرگوار خود که هر یک از آنان در زمان خویش حجت خدا بودند ، و از مبدأ فیض کسب نور می نمودند گذرانید . بنابراین صرف نظر از جنبه الهی و افاضات رحمانی که هر امامی آن را دار می باشد ، بهره مندی از محضر پدر و جد بزرگوارش موجب شد که آن حضرت با استعداد ذاتی و شم علمی و ذکاوت بسیار ، به حد کمال علم و ادب رسید و در عصر خود بزرگترین قهرمان علم و دانش گردید . پس از درگذشت پدر بزرگوارش ۳۴سال نیز دوره امامت او بود که در این مدت “مکتب جعفری ” را پایه ریزی فرمود و موجب بازسازی و زنده نگهداشتن شریعت محمدی ( ص ) گردید . زندگی پر بار امام جعفر صادق ( ع ) مصادف بود با خلافت پنج نفر از بنی امیه ( هشام بن عبدالملک – ولید بن یزید – یزید بن ولید – ابراهیم بن ولید – مروان حمار ) که هر یک به نحوی موجب تألم و تأثر و کدورت روح بلند امام معصوم ( ع ) را فراهم می کرده اند ، و دو نفر از خلفای عباسی ( سفاح و منصور ) نیز در زمان امام ( ع ) مسند خلافت را تصاحب کردند و نشان دادند که در بیداد و ستم بر امویان پیشی گرفته اند ، چنانکه امام صادق ( ع ) در ۱۰سال آخر عمر شریفش در ناامنی و ناراحتی بیشتری بسر می برد .
عصر امام صادق ( ع )
عصر امام صادق ( ع ) یکی از طوفانی ترین ادوار تاریخ اسلام است که از یک سو اغتشاشها و انقلابهای پیاپی گروههای مختلف ، بویژه از طرف خونخواهان امام حسین ( ع ) رخ می داد ، که انقلاب “ابو سلمه ” در کوفه و “ابو مسلم ” در خراسان و ایران از مهمترین آنها بوده است . و همین انقلاب سرانجام حکومت شوم بنی امیه را برانداخت و مردم را از یوغ ستم و بیدادشان رها ساخت . لیکن سرانجام بنی عباس با تردستی و توطئه ، بناحق از انقلاب بهره گرفته و حکومت و خلافت را تصاحب کردند . دوره انتقال حکومت هزار ماهه بنی امیه به بنی عباس طوفانی ترین و پر هرج و مرج ترین دورانی بود که زندگی امام صادق ( ع ) را فراگرفته بود . و از دیگر سو عصر آن حضرت ، عصر برخورد مکتبها و ایده ئولوژیها و عصر تضاد افکار فلسفی و کلامی مختلف بود ، که از برخورد ملتهای اسلام با مردم کشورهای فتح شده و نیز روابط مراکز اسلامی با دنیای خارج ، به وجود آمده و در مسلمانان نیز شور و هیجانی برای فهمیدن و پژوهش پدید آورده بود . عصری که کوچکترین کم کاری یا عدم بیداری و تحرک پاسدار راستین اسلام ، یعنی امام ( ع ) ، موجب نابودی دین و پوسیدگی تعلیمات حیات بخش اسلام ، هم از درون و هم از بیرون می شد . اینجا بود که امام ( ع ) دشواری فراوان در پیش و مسؤولیت عظیم بر دوش داشت . پیشوای ششم در گیر و دار چنین بحرانی می بایست از یک سو به فکر نجات افکار توده مسلمان از الحاد و بی دینی و کفر و نیز مانع انحراف اصول و معارف اسلامی از مسیر راستین باشد ، و از توجیهات غلط و وارونه دستورات دین به وسیله خلفای وقت جلوگیری کند . علاوه بر این ، با نقشه ای دقیق و ماهرانه ، شیعه را از اضمحلال و نابودی برهاند ، شیعه ای که در خفقان و شکنجه حکومت پیشین ، آخرین رمقها را می گذراند ، و آخرین نفرات خویش را قربانی می داد ، و رجال و مردان با ارزش شیعه یا مخفی بودند ، و یا در کر و فر و زرق و برق حکومت غاصب ستمگر ذوب شده بودند ، و جرأت ابراز شخصیت نداشتند ، حکومت جدید هم در کشتار و بی عدالتی دست کمی از آنها نداشت و وضع به حدی خفقان آور و ناگوار و خطرناک بود که همگی یاران امام ( ع ) را در معرض خطر مرگ قرار می داد ، چنانکه زبده هایشان جزو لیست سیاه مرگ بودند . “جابر جعفی ” یکی از یاران ویژه امام است که از طرف آن حضرت برای انجام دادن امری به سوی کوفه می رفت . در بین راه قاصد تیز پای امام به او رسید و گفت : امام ( ع ) می گوید : خودت را به دیوانگی بزن ، همین دستور او را از مرگ نجات داد و حاکم کوفه که فرمان محرمانه ترور را از طرف خلیفه داشت از قتلش به خاطر دیوانگی منصرف شد . جابر جعفی که از اصحاب سر امام باقر ( ع ) نیز می باشد می گوید : امام باقر ( ع ) هفتاد هزار بیت حدیث به من آموخت که به کسی نگفتم و نخواهم گفت … او روزی به حضرت عرض کرد مطالبی از اسرار به من گفته ای که سینه ام تاب تحمل آن را ندارد و محرمی ندارم تا به او بگویم و نزدیک است دیوانه شوم . امام فرمود : به کوه و صحرا برو و چاهی بکن و سر در دهانه چاه بگذار و در خلوت چاه بگو : حدثنی محمد بن علی بکذا وکذا … ، ( یعنی امام باقر ( ع ) به من فلان مطلب را گفت ، یا روایت کرد ) . آری ، شیعه می رفت که نابود شود ، یعنی اسلام راستین به رنگ خلفا درآید ، و به صورت اسلام بنی امیه ای یا بنی عباسی خودنمایی کند . در چنین شرایط دشواری ، امام دامن همت به کمر زد و به احیا و بازسازی معارف اسلامی پرداخت و مکتب علمی عظیمی به وجود آورد که محصول و بازده آن ، چهار هزار شاگرد متخصص ( همانند هشام ، محمد بن مسلم و … ) در رشته های گوناگون علوم بودند ، و اینان در سراسر کشور پهناور اسلامی آن روز پخش شدند . هر یک از اینان از طرفی خود ، بازگوکننده منطق امام که همان منطق اسلام است و پاسدار میراث دینی و علمی و نگهدارنده تشیع راستین بودند ، و از طرف دیگر مدافع و مانع نفوذ افکار ضد اسلامی و ویرانگر در میان مسلمانان نیز بودند . تأسیس چنین مکتب فکری و این سان نوسازی و احیاگری تعلیمات اسلامی ، سبب شد که امام صادق ( ع ) به عنوان رئیس مذهب جعفری ( تشیع ) مشهور گردد . لیکن طولی نکشید که بنی عباس پس از تحکیم پایه های حکومت و نفوذ خود ، همان شیوه ستم و فشار بنی امیه را پیش گرفتند و حتی از آنان هم گوی سبقت را ربودند . امام صادق ( ع ) که همواره مبارزی نستوه و خستگی ناپذیر و انقلابیی بنیادی در میدان فکر و عمل بوده ، کاری که امام حسین ( ع ) به صورت قیام خونین انجام داد ، وی قیام خود را در لباس تدریس و تأسیس مکتب و انسان سازی انجام داد و جهادی راستین کرد .
جنبش علمی
اختلافات سیاسی بین امویان و عباسیان و تقسیم شدن اسلام به فرقه های مختلف و ظهور عقاید مادی و نفوذ فلسفه یونان در کشورهای اسلامی ، موجب پیدایش یک نهضت علمی گردید . نهضتی که پایه های آن بر حقایق مسلم استوار بود . چنین نهضتی لازم بود ، تا هم حقایق دینی را از میان خرافات و موهومات و احادیث جعلی بیرون کشد و هم در برابر زندیقها و مادیها با نیروی منطق و قدرت استدلال مقاومت کند و آرای سست آنها را محکوم سازد . گفتگوهای علمی و مناظرات آن حضرت با افراد دهری و مادی مانند “ابن ابی العوجاء” و “ابو شاکر دیصانی ” و حتی ”ابن مقفع ” معروف است . به وجود آمدن چنین نهضت علمی در محیط آشفته و تاریک آن عصر ، کار هر کسی نبود ، فقط کسی شایسته این مقام بزرگ بود که مأموریت الهی داشته باشد و از جانب خداوند پشتیبانی شود ، تا بتواند به نیروی الهام و پاکی نفس و تقوا وجود خود را به مبدأ غیب ارتباطدهد ، حقایق علمی را از دریای بیکران علم الهی به دست آورد ، و در دسترس استفاده گوهرشناسان حقیقت قرار دهد . تنها وجود گرامی حضرت صادق ( ع ) می توانست چنین مقامی داشته باشد ، تنها امام صادق ( ع ) بود که با کناره گیری از سیاست و جنجالهای سیاسی از آغاز امامت در نشر معارف اسلام و گسترش قوانین و احادیث راستین دین مبین و تبلیغ احکام و تعلیم و تربیت مسلمانان کمر همت بر میان بست . زمان امام صادق ( ع ) در حقیقت عصر طلایی دانش و ترویج احکام و تربیت شاگردانی بود که هر یک مشعل نورانی علم را به گوشه و کنار بردند و در “خودشناسی ” و “خداشناسی ” مانند استاد بزرگ و امام بزرگوار خود در هدایت مردم کوشیدند . در همین دوران درخشان – در برابر فلسفه یونان – کلام و حکمت اسلامی رشد کرد و فلاسفه و حکمای بزرگی در اسلام پرورش یافتند . همزمان با نهضت علمی و پیشرفت دانش بوسیله حضرت صادق ( ع ) در مدینه ، منصور خلیفه عباسی که از راه کینه و حسد ، به فکر ایجاد مکتب دیگری افتاد که هم بتواند در برابر مکتب جعفری استقلال علمی داشته باشد و هم مردم را سرگرم نماید و از خوشه چینی از محضر امام ( ع ) بازدارد . بدین جهت منصور مدرسه ای در محله “کرخ ” بغداد تأسیس نمود . منصور در این مدرسه از وجود ابو حنیفه در مسائل فقهی استفاده نمود و کتب علمی و فلسفی را هم دستور داد از هند و یونان آوردند و ترجمه نمودند ، و نیز مالک را – که رئیس فرقه مالکی است – بر مسند فقه نشاند ، ولی این مکتبها نتوانستند وظیفه ارشاد خود را چنانکه باید انجام دهند . امام صادق ( ع ) مسائل فقهی و علمی و کلامی را که پراکنده بود ، به صورت منظم درآورد ، و در هر رشته از علوم و فنون شاگردان زیادی تربیت فرمود که باعث گسترش معارف اسلامی در جهان گردید . دانش گستری امام ( ع ) در رشته های مختلف فقه ، فلسفه و کلام ، علوم طبیعی و … آغاز شد . فقه جعفری همان فقه محمدی یا دستورهای دینی است که از سوی خدا به پیغمبر بزرگوارش از طریق قرآن و وحی رسیده است . بر خلاف سایر فرقه ها که بر مبنای عقیده و رأی و نظر خود مطالبی را کم یا زیاد می کردند ، فقه جعفری توضیح و بیان همان اصول و فروعی بود که در مکتب اسلام از آغاز مطرح بوده است . ابو حنیفه رئیس فرقه حنفی درباره امام صادق ( ع ) گفت : من فقیه تر از جعفرالصادق کسی را ندیده ام و نمی شناسم . فتوای بزرگترین فقیه جهان تسنن شیخ محمد شلتوت رئیس دانشگاه الازهر مصر که با کمال صراحت عمل به فقه جعفری را مانند مذاهب دیگر اهل سنت جایز دانست – در روزگار ما – خود اعترافی است بر استواری فقه جعفری و حتی برتری آن بر مذاهب دیگر . و اینها نتیجه کار و عمل آن روز امام صادق ( ع ) است . در رشته فلسفه و حکمت حضرت صادق ( ع ) همیشه با اصحاب و حتی کسانی که از دین و اعتقاد به خدا دور بودند مناظراتی داشته است . نمونه ای از بیانات امام ( ع ) که در اثبات وجود خداوند حکیم است ، به یکی از شاگردان واصحاب خود به نام “مفضل بن عمر” فرمود که در کتابی به نام “توحید مفضل ” هم اکنون در دست است . مناظرات امام صادق ( ع ) با طبیب هندی که موضوع کتاب “اهلیلجه ” است نیز نکات حکمت آموز بسیاری دارد که گوشه ای از دریای بیکران علم امام صادق ( ع ) است . برای شناسایی استاد معمولا دو راه داریم ، یکی شناختن آثار و کلمات او ، دوم شناختن شاگردان و تربیت شدگان مکتبش . کلمات و آثار و احادیث زیادی از حضرت صادق ( ع ) نقل شده است که ما حتی قطره ای از دریا را نمی توانیم به دست دهیم مگر “نمی از یمی ” . اما شاگردان آن حضرت هم بیش از چهار هزار بوده اند ، یکی از آنها “جابر بن حیان ” است . جابر از مردم خراسان بود . پدرش در طوس به داروفروشی مشغول بود که به وسیله طرفداران بنی امیه به قتل رسید . جابر بن حیان پس از قتل پدرش به مدینه آمد . ابتدا در نزد امام محمد باقر ( ع ) و سپس در نزد امام صادق ( ع ) شاگردی کرد . جابر یکی از افراد عجیب روزگار و از نوابغ بزرگ جهان اسلام است . در تمام علوم و فنون مخصوصا در علم شیمی تألیفات زیادی دارد ، و در رساله های خود همه جا نقل می کند که ( جعفر بن محمد ) به من چنین گفت یا تعلیم داد یا حدیث کرد . از اکتشافات او اسید ازتیک ( تیزآب ) و تیزاب سلطانی و الکل است . وی چند فلز و شبه فلز را در زمان خود کشف کرد . در دوران “رنسانس اروپا” در حدود ۳۰۰رساله از جابر به زبان آلمانی چاپ و ترجمه شده که در کتابخانه های برلین و پاریس ضبط است . حضرت صادق ( ع ) بر اثر توطئه های منصور عباسی در سال ۱۴۸هجری مسموم و در قبرستان بقیع در مدینه مدفون شد . عمر شریفش در این هنگام ۶۵سال بود . از جهت اینکه عمر بیشتری نصیب ایشان شده است به “شیخ الائمه ” موسوم است . حضرت امام صادق ( ع ) هفت پسر و سه دختر داشت . پس از حضرت صادق ( ع ) مقام امامت بنا به امر خدا به امام موسی کاظم ( ع ) منتقل گردید . دیگر از فرزندان آن حضرت اسمعیل است که بزرگترین فرزند امام بوده و پیش از وفات حضرت صادق ( ع ) از دنیا رفته است . طایفه اسماعیلیه به امامت وی قائلند .
خلق و خوی حضرت صادق ( ع )
حضرت صادق ( ع ) مانند پدران بزرگوار خود در کلیه صفات نیکو و سجایای اخلاقی سرآمد روزگار بود . حضرت صادق ( ع ) دارای قلبی روشن به نور الهی و در احسان و انفاق به نیازمندان مانند اجداد خود بود . دارای حکمت و علم وسیع و نفوذ کلام و قدرت بیان بود . با کمال تواضع و در عین حال با نهایت مناعت طبع کارهای خود را شخصا انجام می داد ، و در برابر آفتاب سوزان حجاز بیل به دست گرفته ، در مزرعه خود کشاورزی می کرد و می فرمود : اگر در این حال پروردگار خود را ملاقات کنم خوشوقت خواهم بود ، زیرا به کد یمین و عرق جبین آذوقه و معیشت خود و خانواده ام را تأمین می نمایم . ابن خلکان می نویسد : امام صادق ( ع ) یکی از ائمه دوازده گانه مذهب امامیه و از سادات اهل بیت رسالت است . از این جهت به وی صادق می گفتند که هر چه می گفت راست و درست بود و فضیلت او مشهورتر از آن است که گفته شود . مالک می گوید : با حضرت صادق ( ع ) سفری به حج رفتم ، چون شترش به محل احرام رسید ، امام صادق ( ع ) حالش تغییر کرد ، نزدیک بود از مرکب بیفتد و هر چه می خواست لبیک بگوید ، صدا در گلویش گیر می کرد . به او گفتم : ای پسر پیغمبر ، ناچار باید بگویی لبیک ، در جوابم فرمود : چگونه جسارت کنم و بگویم لبیک ، می ترسم خداوند در جوابم بگوید : لا لبیک ولا سعدیک .
منبع : تبیان
دانلود نوحه ها و روضههای شهادت امام صادق (ع) از محمود کریمی ، حمید علیمی، حاج منصور، عبدالرضا هلالی ، سعید حدادیان …
دانلود روضه و شعر خوانی حاج محمود کریمی
دانلود روضه و شعر خوانی حاج منصور ارضی
دانلود روضه و شعر خوانی حاج سعید حدادیان
دانلود روضه و شعر خوانی حاج عبدالرضا هلالی
دانلود نوحه از پا فتادم ، عبدالرضا هلالی
دانلود نوحه آهش به اوج افلاک ، محمود کریمی
دانلود نوحه آتشی دارم به سینه از نگاری بیقرینه ، حمید علیمی
دانلود نوحه شهادت امام صادق (ع) توسط محمود کریمی در سال ۱۳۸۶٫
برچسب : امام صادق، امام صادق عليه سلام، دانلود مداحي، دانلود نوحه، شهادت امام صادق، شهادت امام صادق محمود كريمي، صادق، صادق عليه السلام، محمود كريمي، مداحي، مداحي محمود كريمي، نوحه




نوشته: admin
تاریخ : اسفند ۱۱م, ۱۳۸۸